موقع کوهنوردی، همیشه سرقدم کسیه که سرعتش از همه کمتره و ته قدم کسیه که از همه سریعتره. این باعث میشه گروه از هم نپاشه همه با هم هماهنگ باشن.
توی یکی از کتابهایی که داشتم میخوندم، داشت از این مثال استفاده میکرد تا بگه اون بخشی از وجودتون که باعث میشه کل سیستم کند باشه شناسایی کنید. نقطه ضعف سیستم رو اولویت که قرار بدید و سعی کنید رفعش کنید، نظم به سیستم برمیگرده.
ولی من داشتم به یک رویکرد دیگه فکر میکردم که بعضی وقتها توی کوه ازش استفاده میکنیم. وقتی تفاوت سرعت سر قدم و ته قدم زیاد میشه، گروه به دو قسمت تقسیم میشه و هر کدوم با یک لیدر مسیر رو ادامه میدن.
گروه اول که سرعتشون خیلی زیاده با لیدر اول به سمت قله میرن و گروه دوم با سرعت کمتر با لیدر دوم تا وسط مسیر میرن و وقتی کوهنوردی تموم میشه، هر دو گروه لذت بردن و سر موقع به پایین رسیدند.
اگه قرار بود این دو تا گروه با هم حرکت کنند تا آخر مسیر، شاید هیچ وقت گروه اول قله رو تجربه نمیکرد. شاید هم وقتی همه به قله برسند که خیلی زمان گذشته و ممکنه تاریک باشه و شرایط بیش از حد برای همه سخت بشه. گروه اول کلافه میشد از اینکه نمیتونست با سرعت دلخواهش حرکت کنه و گروه دوم بیش از توانش انرژی گذاشته بود.
شاید به جای اینکه کندترین بخش سیستممون رو بذاریم سرقدم، بهتره برای بخشهای کندمون یک لیدر بذاریم تا از اینکه بیش از حد ازش کار کشیده شده، بدنش کم نیاره. و برای تندترین
بخشهای وجودمون یک لیدر بذاریم تا کلافه و خسته نشه و در نهایت هم به مقصد دلخواهش نرسه.