میگن برای اینکه یه چیزی رو خوب یاد بگیری برای بقیه توضیحش بده. منم اومدم بهتون توضیح بدم شاید برای شمام جذاب بود 😁😁
در روانشناسی، خلاقیت با دو مؤلفه تعریف میشه: بدیع (نو و اصیل) و اثربخش. بنابراین خلاقیت یک ویژگی صرفا هنری نیست و در علم، مهندسی، روابط بین فردی و زندگی روزمره هم بروز پیدا میکنه.
جیمز کافمن در سال ۲۰۱۲ قبل از اینکه خلاقیت رو صرفا به هنر و علم تقسیم کنیم، نشون داد که خلاقیت دست کم ۵ چهرهی متمایز داره.
خلاقیت روزمره توانایی تولید راهحلهای بدیع و اثربخش درخصوص مسائل زندگی شخصی، درون فردی و بین فردیه. مثلا پختن غذای جدید با مواد محدود (خود من سلطان این کارم مخصوصا برای صبحونه😁) یا پیدا کردن راه جدید برای متنوع کردن روتین و...
این حیطه مربوط به کسب، تحلیل و ترکیب دانشه. مثل دانشجویی که بین یافتههای به ظاهر پراکنده علمی پیوند برقرار میکنه. برخلاف تصور رایج که علم رو صرفا حفظیات میدونند، خلاقیت علمی یعنی پرسیدن سؤالاتی که کسی قبلا نپرسیده.
یه خاطره دارم از تصور رایج علم توی ایران مربوط به یکی از اساتید دانشگاهمون (که خیرسرش رنک یکه توی کشور). یک سری اساتید دانشگاه تهران هستند که کلا معیارشون برای کار کردن پایاننامه با یک دانشجو معدل اون فرده. حالا بماند که در درس سخت و پرحفظیاتی مثل داروسازی اونم توی دانشگاه تهران معدل خوب داشتن چقدر مکافاته. فکر کنید در کل دانشکده یک نفر هست که توی یک حوزه خاص کار میکنه و عملا تعداد زیادی از آدمهای مشتاقی رو که به دلیل حفظیات عالی نداشتن نتونستن معدلی که استاد میخواد رو کسب کنند از اون مسیر پژوهشی محروم میشن.
هسته خلاقیت نمایشی، تفسیر شخصی، اجرا در لحظه و بداههپردازیه و میتونه درباره قطعه موسیقی، نقش نمایشی، متن ادبی یا حتی طنزگویی در جمع در لحظه مناسب باشه. این حیطه نیازمند تعامل پویای مخاطب و محیطه.
این خلاقیته که در طراحی، ساخت، مهندسی، حل مسائل فنی و ریاضی کاربرد داره. این خلاقیت مستلزم درک عمیقی از قوانین طبیعت و منطق و توانایی شکستن چارچوبهای ذهنی برای راهحلهای نوعه.
خلاقیت هنری همون نوع از خلاقیته که بیشتر از همه به چشممون میاد و شامل آثار بدیع هنرهای تجسمی، ادبیات، آهنگسازی و... میشه. تأکید اصلی این حیطه بر بیان شخصی، نمادپردازی و بازنمایی زیباییشناسانه است.
هر یک از این حیطهها مسیر شناختی و عصبی متفاوتی را برای بروز خلاقیت میطلبه. مثلا در پژوهشی در ۲۰۲۲ با ابزار EEG نشون داده شد که برخلاف اینکه انتظار داریم موج آلفای بالا با خلاقیت در ارتباط باشه، در Performance creativity موج آلفا در نواحی پسسری و آهیانه کاهش پیدا میکنه. حالا این یعنی چی؟
به زبان ساده موج آلفا وقتی قوی میشه که چشمامون رو میبندیم و داریم درون خودمون چیزی رو تصور میکنیم یا بهش فکر میکنیم. یعنی مغزمون موقتا از دنیای بیرون قطع ارتباط کرده و به دنیای درون خودش مشغوله. (هرچند من چشمام هم نبندم میتونم با بیرون قطع ارتباط کنم و تصور کنم.👩🦯)
وقتی موج آلفا در نواحی پسسری که مربوط به پردازش بینایی و آهیانه که مرکز توجهه قدرت میگیره، مغز بدون اینکه محرکهای بیرونی حواسش رو پرت کنه میتونه در دنیای درونی خودش گشت بزنه و ایدههای جدید خلق کنه.
اما اینجا میبینیم که در Performance creativity امواج آلفا در این دو ناحیه کاهش پیدا میکنه. این نشوندهنده اینه که در این نوع از خلاقیت به جای اینکه عوامل بیرونی حذف بشه تا در درون دنبال ایده بگردیم، توجه بیشتر روی محیط متمرکز میشه و قشر بینایی بیشتر فعال میشه تا با کمک محیط بیرونی در اون لحظه خلاقیت صورت بگیره.
حالا اگر بخوایم خلاقیتی که متمرکز بر درونه هم بررسی کنیم خودش یه دنیاییه و با عاملهای شناختی متعددی روبرو میشیم که شامل remote association, common association,combination, recall, and retrieval که در متن بعدی بررسیش میکنم و از این یکی خیلی جذابتره😁😁.