ویرگول
ورودثبت نام
سارا جهان‌بخش
سارا جهان‌بخشمیگن طراح محصولم “)
سارا جهان‌بخش
سارا جهان‌بخش
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

واقعا جلو جلو ذوق کنی، کنسله؟

EQ
EQ

این مدت که OpenToWork هستم، با شرکت‌های خوبی مصاحبه کردم،
اما یکی‌شون از همه بهتر بود
معروف‌تر، بزرگ‌تر و با کالچر بهتر.
بعد از مصاحبه، انقدر ذوق داشتم که همون لحظه به همه گفتم:
مامان، هدیه، منتورام و حتی هم‌تیمی‌هام!
انگار نمی‌تونستم اون حجم از خوشحالی رو توی خودم نگه دارم.

تا اینکه یکی از دوستام گفت:
«احساس نمی‌کنی باید روی EQت کار کنی؟»

منم که overthinker، رفتم تو فکر.

چند روز بعد، نتیجه اونی نشد که دلم می‌خواست.
مرحله آخر رد شدم.
و حالا من مونده بودم و آدمایی که می‌پرسیدن:
«راستی مصاحبه‌ت چی شد؟»
و من باید با یه لبخند زورکی می‌گفتم:
«نشــــــــد...»

شروع کردم از خودم پرسیدن:

  • آیا من واقعاً کنترل هوش هیجانیم رو نداشتم؟

  • دنبال تأیید دیگران بودم؟

  • یا فقط انقدر خوشحال بودم که دلم می‌خواست شادی‌مو با عزیزام تقسیم کنم؟

واقعا علتش چی بود؟
رفتم دنبال جواب سؤالام.


🔹 از دیدگاه علمی

وقتی یه اتفاق خوب می‌افته، مغز ما وارد حالت Reward Circuit یا مدار پاداش می‌شه.
این سیستم با ترشح دوپامین باعث حس شادی، انگیزه و انرژی می‌شه.
اما مغز نمی‌تونه مدت زیادی این سطح از انرژی و دوپامین رو نگه داره،
برای همین دنبال راهی برای «تخلیه»‌اش می‌گرده.

ساده‌ترین راهش؟ گفتن به بقیه.

روان‌شناسا بهش می‌گن Emotional Release through Sharing،
یعنی تخلیه‌ی هیجان با به اشتراک گذاشتن.

وقتی خبر رو با بقیه درمیون می‌ذاری و اونا واکنش مثبت نشون می‌دن،
مغزت دوباره دوپامین آزاد می‌کنه.
در واقع، حس موفقیت رو قبل از رسیدن به نتیجه‌ی واقعی تجربه می‌کنی.

و اینجاست که وقتی نتیجه اون‌طور که می‌خواستی پیش نمی‌ره،
احساس ناامیدی‌ت دو برابر می‌شه.
چون مغز، پاداشش رو از قبل گرفته بود و حالا حس “از دست دادن” داره.


🔹 ریشه‌ی احتمالی این رفتار

همه‌اش تقصیر مغز نیست.
یه بخش دیگه‌اش به نیاز انسانی ما به دیده شدن و تعلق داشتن برمی‌گرده.
ما دوست داریم شادی‌هامون با بقیه معنا پیدا کنه،
احساس کنیم اتفاق خوب، “دیده شده”.

در بعضی آدم‌ها، مخصوصاً اونایی که همدل‌تر یا حساس‌ترن،
این میل به اشتراک گذاشتن شدیدتره.
انگار بخشی از هویت و اعتمادبه‌نفسشون از واکنش بقیه تغذیه می‌کنه.


🔹 راه‌حل‌های واقعی

✅ ۱. تاخیر آگاهانه (Conscious Delay)
قبل از گفتن خبر، یه فاصله‌ی زمانی بساز.
چند ساعت یا حتی یه روز صبر کن.
این فاصله کمک می‌کنه مغزت از حالت هیجانی به حالت منطقی برگرده.

✅ ۲. نوشتن به‌جای گفتن
اون حس رو بنویس. توی دفتر یا نوت موبایل.
نوشتن، مثل گفتنه، باعث تخلیه می‌شه ولی پاداش زودهنگام نمی‌ده.

✅ ۳. اشتراک‌گذاری گزینشی
اگه نمی‌تونی کاملاً در خودت نگه داری، فقط با یه نفر مطمئن درمیون بذار.
کسی که خودش وسط ماجرا قرار نمی‌گیره و فقط گوش می‌ده.

✅ ۴. تمرین Mindfulness (حضور آگاهانه)
وقتی خبر خوبی می‌شنوی، چند لحظه فقط “احساسش” کن،
بدون اینکه بخوای با کسی تقسیمش کنی.
به مرور، این تمرین باعث رشد EQ و تعادل هیجانی می‌شه.


🔹 نتیجه‌گیری

حرف نزدن همیشه نشونه‌ی خونسردی نیست،
گاهی نشونه‌ی آگاهی و رشد درونیه.

آدمی که یاد گرفته هیجان‌هاش رو کنترل کنه،
در واقع داره به خودش فرصت تجربه‌ی عمیق‌تری از شادی می‌ده —
نه نسخه‌ی زودگذرش.

یاد گرفتم شادی رو زندگی کنم،
نه فقط تعریفش کنم.


🔹 منابع

  • Daniel Goleman, Emotional Intelligence (1995)

  • Barbara Fredrickson, Positivity (2009)

  • Frontiers in Psychology, The Neural Basis of Social Sharing of Emotions (2018)


eqکنترل احساساتهوش هیجانیروانشناسی
۲
۰
سارا جهان‌بخش
سارا جهان‌بخش
میگن طراح محصولم “)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید