ویرگول
ورودثبت نام
سارا حیدریان
سارا حیدریاننه نویسنده‌ام، نه شاعر، فقط کسی که با کلمات نفس می‌کشد. شاید اینجا، جایی برای پیدا شدن باشد… هم برای من، هم برای تو.
سارا حیدریان
سارا حیدریان
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

وقتی دین وجدان بود و مذهب راه

در ایران باستان، «دین» از واژهٔ اوستایی دَئِنا (Daēnā) می‌آید. این واژه در گذر زمان دگردیسی یافته و به‌ترتیب به دَئِن، سپس دِین و در نهایت به شکل امروزیِ دین رسیده است.

دَئِنا در اصل به معنای وجدان، تشخیص نیک و بد بوده است؛ مفهومی که نه به معنای قانون تحمیلی یا مجموعه‌ای از احکام، بلکه به معنای بینش، آگاهی درونی و وجدانِ شناخت‌گر انسان به کار می‌رفته است.

وجدان درواقع یک حس شخصی است و همهٔ ما انسان‌ها دارای آن هستیم. البته چارچوب وجدان، درونی و اخلاقی است، نه تحمیلی و نهادی؛ و در وجدان، اجبار بیرونی معنا ندارد.

در خوانش ایرانی، می‌توان «دینِ نیک» یا بِه‌دین را حرکت آگاهانه به سوی بهترین‌ها دانست؛ «بِه» به معنای نیک و بهترین است. بنابراین، در این معنا، بِه‌دین بودن یعنی حرکت آگاهانه به سوی بهترین‌ها؛ همان اندیشهٔ نیک، گفتار نیک و کردار نیک.

به بیان دیگر، دین چیزی نیست که بیرون از انسان به او داده شود، بلکه بازتابِ آگاهی و شیوهٔ زیستنِ اوست.

در مقابل، واژهٔ مذهب از ریشهٔ عربی ذ–ه–ب می‌آید؛ ریشه‌ای که معنای رفتن را می‌رساند. «ذَهَبَ» به معنای «رفت» و «ذَهاب» به معنای «رفتن» است. در اصلِ زبانی، مذهب به‌هیچ‌وجه به معنای دین یا باور آسمانی نیست، بلکه به معنای راهِ رفته‌شده یا روشِ انتخاب‌شده است.

مذهب با «باید و نباید» سر و کار دارد. این در مذهب است که چارچوب‌هایی تعیین می‌شود: اینکه چه کاری را باید انجام داد یا نباید انجام داد، و چگونه باید رفتار کرد یا نکرد. از این رو، مذهب به‌ناچار با نوعی الزام و چارچوب اجتماعی همراه است.

دین، اگر از درون نجوشد، به پوسته‌ای بی‌جان بدل می‌شود؛ و مذهب، اگر جای دین بنشیند، به قانونی خشک و فرساینده. دین، آن صدای آرامی‌ست که انسان را به نیکی فرا می‌خواند، بی‌آنکه مجبور کند؛ و مذهب، راهی‌ست که انسان برای سامان دادن به زیست جمعی برمی‌گزیند. وقتی این دو جابه‌جا شوند، وجدان خاموش می‌شود و قانون بر جان انسان سایه می‌اندازد.

شاید زمان آن رسیده باشد که بار دیگر به ریشه‌ها بازگردیم: جایی که دین، آگاهی بود و مذهب، راه؛ و انسان، آزادانه مسئولِ انتخاب خویش.

مذهبوجدانایران باستانوطن پرستیایران
۲۰
۲۴
سارا حیدریان
سارا حیدریان
نه نویسنده‌ام، نه شاعر، فقط کسی که با کلمات نفس می‌کشد. شاید اینجا، جایی برای پیدا شدن باشد… هم برای من، هم برای تو.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید