سارا حیدریان·۴ روز پیشنیمی از تجربهی انسانی بیرون از میز تصمیمغیبت زنان در هستهی قدرت در جایی به نام جهان سوم
سارا حیدریاندرفلسفه ردپا·۲ ماه پیش(تناسخ و سیر تکامل روح) تأملی شخصی در پرتو تاریخ اندیشهشاید زندگی چیزی جز کلاس درسی نباشد که هر بار در لباسی تازه آغاز میشود.
سارا حیدریان·۲ ماه پیش«شوالیهی بیهیاهوی واژهها»جهان به نویسندههایی از این جنس بیشتر از آنچه فکر میکنیم نیاز دارد.
سارا حیدریان·۲ ماه پیشدردیست در این سینه که همزاد جهان استمرغ شب خوان که با دلم می خواند رفت و این آشیانه خالی ماند آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی برگشت ... استاد هوشنگ ابتهاج (سایه)
سارا حیدریان·۳ ماه پیشوقتی دین وجدان بود و مذهب راه«پیش از آنکه قانون شود، دین حس بود؛ پیش از آنکه روایت شود، مذهب راه.»
سارا حیدریان·۳ ماه پیشمام وطن، ببخشما دیگر فقیر نیستیم—عادت کردهایم؛ عادت کردهایم به نرسیدن، نداشتن، و گذشتن کنار دردِ وطنِ زخمیمان.
سارا حیدریان·۴ ماه پیشبهرام هم رفتبهرام بیضایی، اسطورهساز صحنه و پرده، با آثاری جاودان چون "باشو" و "مرگ یزدگرد" ماند. روانش شاد و یادش گرامی.
سارا حیدریان·۴ ماه پیشداستان کوتاه (عشق سالهای دور)بعضی عشقها برای ماندن نمیآیند؛ میآیند تا آدم را بالغتر کنند، رهاکردن را یاد بدهند و بعد، بیصدا در خاطره بمانند.
سارا حیدریان·۴ ماه پیشروایت عاشقانهی گِیسِیا و اَرشَک«و این، تنها یکی از عشقهای واقعی است که تاریخ اندکی دربارهاش گفته؛ عشقی که در سکوت، جاودانه ماند.»