سارا حیدریان·۲ روز پیش«اطلاعیهٔ موقت»وقتی امکان گفتوگو با خواننده نباشد، انتشار هم معنای کامل خود را از دست میدهد. تا رفع اختلال کامنتها در ویرگول، داستان موقتاً برداشته شد.
سارا حیدریان·۲ روز پیشزمزمهٔ برف، زخمهٔ تنبور، دالاهودر دل برفِ زاگرس، در جمخانهای خاموش، زنی با تنبور در دست ایستاده است؛ میان میراث مادر و ندای دل خویش، میان سنت و آغازِ نغمهای تازه.
سارا حیدریان·۱۵ روز پیشکاش تکیهگاهت بودمتلخترین حسرت زندگیاش بیماری نبود... این بود که هیچوقت نتوانست برای پدرش تکیهگاه باشد.
سارا حیدریان·۲۱ روز پیشسیده خاتون (امالملوک رِی)بازآفرینیِ شاعرانهی حقیقتِ گمشدهٔ زنان در دلِ تاریخ