ویرگول
ورودثبت نام
سارا
ساراروزهایی که می‌نویسم!
سارا
سارا
خواندن ۲ دقیقه·۵ سال پیش

شب‌های روشن

ما با هیچکس اتفاقی آشنا نمی‌شویم. آدمها به یک دلیلی سر راه ما قرار می‌گیرند.

احتمالا همه ما در سفر زندگی‌مون با افراد مختلفی مواجه شدیم. گاهی به مدت چند ساعت و گاهی به مدت چند ماه و چند سال! متاسفانه و شاید هم در مواردی خوشبختانه! قرار نیست همه ملاقات‌های ما برای همیشه ادامه داشته باشد. گاهی اوقات قرار است ما چیزی از این گفت‌وگو، ملاقات، ارتباط و ... به دست بیاوریم. در نتيجه اگر ارتباطی در آزمون زمان دوام نیاورد به این دلیل نیست که قرار نبود که باشد.

ما با هیچکس اتفاقی آشنا نمی‌شویم. آدمها به یک دلیلی سر راه ما قرار می‌گیرند.
ما با هیچکس اتفاقی آشنا نمی‌شویم. آدمها به یک دلیلی سر راه ما قرار می‌گیرند.


به واسطه موضوع مرداد ماه چالش کتابخوانی 1400 طاقچه -نسخه‌ی اول راه- دوستان متعددی کتاب شب‌های روشن را معرفی کردند. این پست‌ها باعث شد تا علاوه بر خواندن خود کتاب، فیلمی هم که با این عنوان و اقتباسی از همین کتاب در سال‌ 1381 ساخته شده را ببینم.

این داستان روایتی از یک مرد تنهاست که در خیالاتش سیر می‌کنه و به قول خودش، از معدود چیزهایی که حس خیالبافی‌اش رو می‌تونه توسط اون‌ها ارضا کنه کتابه! این فرد تنهایی خودش رو پذیرفته تا اینکه به طور کاملا اتفاقی شبی در حین قدم زدن‌های شبانه، با دختری مواجه میشه.

شب‌های روشن پارادوکسی از تاریکی و روشنی در زندگی یک انسان رو نمایش میده. لحظه‌های تنهایی، انتظار و زمان‌هایی که دستاوردها و اتفاقات آن به گفته‌ی مرد قصه برای یک عمر بس است!

دلم برایت تنگ خواهد شد روزی که دیگر نبینمت!
دلم برایت تنگ خواهد شد روزی که دیگر نبینمت!


در طول دوره‌ای که کاراکترهای اصلی قصه یکدیگر را ملاقات کردند، تغییری در شخصیت مرد و زن به وقوع می‌پیونده که میشه گفت برای هردو نفر، داستان این شب‌ها مفید و روشن بوده!

چند جمله از فیلم
  • اگر دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشند تا آخر عمر به هم دروغ بگن، بهتر تنهایی بشینند و به چیزایی فکر کنند که دوست دارند!
  • - دونستن خوشبختی نمیاره! - راحتی که میاره. آدمی که می‌دونه خیالش راحته! - شاید همین دونستن عذابش بده! - مهم نیست چون اگر دنیاش عوض بشه به عذابش می‌ارزه! دو سه سال پیش منم معنی این عذاب رو نمی‌فهمیدم. شاید از دیدن کتاب‌های شما کِیف نمی‌کردم. خیلی خوبه که یک نفر چشم آدم رو باز کنه.
  • همه فکر می‌کنند اگر حس واقعیشون رو نشون بدند همه چیز بهم می‌ریزه. هیچ‌کس حرف دلش رو راحت نمی‌زنه!


در پایان دعوت می‌کنم شما هم کتاب رو بخونید. (در دسته‌ی کتاب‌هایی که می‌‌شود یک روز آن را خواند قرار داره). البته خودم با فیلم ارتباط بهتری گرفتم هرچند که روند کندی داشت.

پ.ن : خیلی تلاش کردم به قول دوستان اسپویل نکنم :)!

ضمنا داستان فیلم به فرهنگ ما نزدیک شده از همین رو با کتاب تفاوت‌هایی داره که متن بالا بیشتر برپایه فیلم به وجود اومده.


شبهای روشنکتابطاقچهفیلمداستان
۴۶
۱۰
سارا
سارا
روزهایی که می‌نویسم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید