ویرگول
ورودثبت نام
Sarleoma
Sarleomaمعماری که نقاشی میکرد و الان برای کشف خودش به نوشتن پناه میبرد
Sarleoma
Sarleoma
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

منجی کوجی؟


چرا همه‌اش دنبال یک‌منجی هستیم‌که بیاید مای قربانی را رابین‌هودوار از دست جلاد نجات دهد؟
یک مثلث عبث که کارپمن‌ گفت.
هی‌ تو ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس کله ات را بیرون بگیر که می آید؟ رسید؟ نرسید؟
دوران در آینه ببین نجات دهنده‌ات را هم تموم شده.

زیرا آینه شکسته و ربانی مشکی گوشه بالا سمت چپش آویزان است و چشمهای یخ زده ای که به زور اسمارتیس میخوابند و به زور آن انکار میکنند صاف زل زده بهت حال نجات دهنده بودن را هم ندارد.

نجات از که از چه؟
جلاد کارپمن اگر یک نفر بود که خب سوپر منی بت منی مرد انکبوتی‌ای چیزی میومد رابین‌هود بازی دربیاره و تو خر کیف شی ولی بعدش چی شه؟
تو برگردی تا موهایت را جلوی آینه شکسته صاف کنی  و خیره بمانی به ربان مشکی که قشنگ به امیدهایت پاپیون زدند از این پاپیونا که روی کادوهای تولد بچگیت بود. ششصد تا گره داشت. بعد به زور میزدی کنار تا کادو را تویش را باز کنی و ببینی و خر کیف شوی. ولی الان این ربان را که ششصد و شصت و شش تا گره داره رو حتی نای کنار زدنم نداری چه برسد به گره گشایی!
این اطت که رخوت خونه میکند و ربان مشکی و آینه شکسته را رها میکنی و میروی روی تختت میخوابی.
نه اینکه در ایستگاه اتوبوس یخ بزنی



ایستگاه اتوبوسمنجینجاتمرگ
۱
۰
Sarleoma
Sarleoma
معماری که نقاشی میکرد و الان برای کشف خودش به نوشتن پناه میبرد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید