
خب من باز اومدم با یه مقاله دیگه از سلسله مقالههای شناخت احساسات
همونطور که گفتم احساسات ما با ما دشمن نیستن و هیچ پدرکشتگیای با ما ندارن. فقط دارن بهمون راهنمایی میکنن ضعفهای ما دقیقا کجاست تا حلشون کنیم. توی مقاله حسودِ مهربون باش یادتون دادم که چجوری از حسادتمون به نفع خودمون استفاده کنیم. حالا هم قراره در مورد مدیریت خشم با هم صحبت کنیم.
خشم چیه؟ احساس انفجار در لحظهای خاص😡😅
چرا خشم سراغمون میاد؟ چون تصمیم گرفتیم کسی که بهمون آسیب زده رو به هفت روش سامورایی تربیتش کنیم🩴🤨
چرا تصمیم میگیریم از خشم استفاده کنیم؟ چرا از حس نفرت یا مهربانی یا استرس استفاده نمیکنیم؟چون طرف حد و مرز ما رو زیرسوال برده و به خط قرمزهامون ضربه زده و حق داریم اونو بنشونیم سر جاش😏🙅🏻♀️
یه مثال میزنم که براتون شفافتر بشه. فکر کنین دارین با گوشیتون کار میکنین که یه پیام اخطار از اینستاگرامتون بالای صفحه گوشیتون ظاهر میشه بر این مبنا که کسی توی پیج شما ورود کرده و حتما همین الان بیاین رمزتونو عوض کنین وگرنه اطلاعات خصوصیتون به فریزرِ یغما سپرده نشه🤭. شما اون لحظه چی کار میکنین؟ به کار دیگه رسیدگی میکنین یا فورا برای تغییر رمزتون اقدام میکنین؟
بله خب. هر آدم عاقلی برای تغییر رمز پیجش اقدام میکنه.
حالا با این آگاهی فهمیدیم که از خشم چه استفاده مفیدی میشه کرد؟ موضوع مهم اینه که نباید گستاخ بودن، بیادبی و پندناپذیری رو پای حد و مرز داشتن گذاشت. بعضی افراد هم تا عصبانی میشن میزنن طرف رو لت و پار میکنن و در بعضی موارد هم که منجر به قتل میشه که از عدم شناخت قدرت خشم و مدیریت احساس برمیاد.
اما کار از اونجایی بیخ پیدا میکنه که...
خشم رو بجای درمان کردن، سرکوبش میکنی
فاجعهها پس از این سرکوب خشم ایجاد میشه که نگم برات
هم روحتو زخمی میکنه(احساس خشمی که بخاطر آسیب اجتماعی تجربه کردی و سرکوبش کردی تا قضاوت نشی و طردت نکنن، باعث میشه حس کنی بیعرضه و بیدفاعی و همین روحتو مسموم میکنه🤕 )
هم خشمت فوران میکنه و یهو با یه تلنگر کوچیک جوری کار دستت میده که دیگه نمیشه جمعش کرد(خشم تلنبار شده وقتی از سطح توانت بیشتر جمع بشه یهو مثل سیل همهجای زندگیتو ویران میکنه و حتی باعث میشه دیگه با عزیزانت که باهات خوب بودن هم نتونی ارتباط بگیری و اونا رو هم از دست بدی🥲)
هم جسمتو بیمار میکنه(خشم فروخورده هم به انسولین، هم به معده و هم به دودهها آسیب شدیدی میزنه و باعث زخم معده، رفلاکس معده و حتی خونریزی معده میشه🤢)
هم جریان انرژی توی چاکرای خورشیدی رو کند میکنه😵💫(خشم یکی از احساساتی هست که دقیقا به چاکرای اصلی سوم-چاکرای خورشیدی- مربوط میشه. این چاکرا که به غده لوزالمعده مرتبطه که وظیفه کنترل و ترشح قند در بدن رو داره و برای همین قند خونتون ممکنه بخاطر همین موضوع به صورت حمله عصبی از کنترل خارج بشه. حتی رنگ غده لوزالمعده و چاکرای خورشیدی به رنگ زرد طلایی هستن که این شباهت جالبیه)
هم سیستم عصبیتو فلج میکنه🤯(سرکوب خشم باعث میشه ضمیرناخودآگاهت هی اون صحنه رو برات تداعی کنه و هربار هورمون آدرنالین که بدن رو به حالت بقا و استرس میبره تا بدنت در حالت تدافعی قرار بگیره، باعث میشه سیستم عصبی بدنت کمکم فرسوده و ضعیف بشه و مشکلات خاصی برات بوجود بیاره)
انصافاً حق تو اینه که با سرکوب کردن خشمت، بجای رفع مسئلهی اصلی، خودتو داغون کنی؟
پس بیا راهحلشو با هم انجام بدیم🤝🏻
ببین تکنیکهایی که توی سلسله مقالههای مدیریت احساسات دارم یادت میدم کمکت میکنه که با احساسات خودت دوست بشی و بتونی با ارتباط گرفتن با حسهای روشن و تاریکت، سطح زندگی، معنویت و... خودتو ارتقا بدی
طبق معمول؛ دفتر تمرینت رو بیار که برنامه جالبی قراره اجرا کنیم. مطمئنم بعد تمرین میگی "سروناز حس میکنم مثل یه پر سبک و آزاد شدم از بس حالم خوب شده🕊". دقیقا خودمم هربار که این تمرین رو انجام میدم یه گوی آهنی سنگین رو از توی قلبم درآوردمش و گذاشتم روی زمین. خیلی حس خوبی داره
قدم اول: از هرکسی که باعث شده عصبانی باشی بنویس و اون داستان رو هم دوست داری یادداشت کن. خودتو قضاوت نکن. هر موضوعی که به ذهنت اومد در مورد اون فرد رو بنویس. حتی شکنجهش بده ولی احساستو آزاد کن
قدم دوم: ببین و با دقت بررسی کن که هرکدومشون دقیقا کدوم نقطه ضعفتو تحت تاثیر قرار داده؟ کلید نجاتت دقیقا همون نقطه ضعفه
حالا ببین با چه کار مثبتی میتونی اون نقطه ضعفت رو تبدیل به نقطه قوت کنی و همین کارت باعث میشه مثل فولاد آب دیده بشی
اینجا دیگه نیاز نیست واسه کسی دعا کنیم. همین که طرف رو از سه نقطه با دریل سوراخ نکنیم لطف بزرگی کردیم بهش😏😂
اینجا یه مثال برات میزنم که بتونی بقیه مسیر رو خودت یاد بگیری
مثال: توی دانشگاه سر یه مبحثی با استادت بحث کردی و وسط بحث یکی که همش خودشیرینی میکنه حرفی میزنه که ناراحت و عصبانی میشی ازش. جوری که دلت میخواد کتابتو بکوبی توو سرش😠. صورتت سرخ میشه و حالت دگرگونه. اون لحظه سعی میکنی آروم بمونی ولی همین خشمتو سکوب میکنه و تبدیل به یه پتک جدید میشه که بزنی توی سر خودت.🥺
کجای این داستان نقطه ضعفت بوده؟ بجای اینکه بتونی منظورتو به استادت بفهمونی، باهاش بحث کردی.(البته مباحثه علمی حسابش متفاوته)
خب روش حلش چیه؟ یاد بگیری با تمرین و تکرارِ تکنیکهای فن بیان این ضعفت رو تبدیل به قدرت کنی تا راحتتر منظورتو شرح بدی که جواب مناسبی از استادت برای سوالهات دریافت کنی
شاید برای شما هم پیش بیاد که از کسی که در حد آزار روانی ازش خشمگین شده باشید و دلتون بخواد یه جا گیرش بندازید ولی با تمرین این تکنیک حرفهای؛ اول اعصاب و روانتونو نجات بدید و ضعفهاتونو به قدرت تبدیل کنید، بعد با لذت بشینید و تماشا کنید که همون کسی که ناراحتتون کرده، میاد خودشو بهتون نزدیک میکنه که واسه خودش اعتبار بسازه و همونجا با رد شدن از کنارش، بهش بفهمونید لیاقت نداره کنار شما باشه. این دردناکترین تنبیهی هست که میتونید براش اجرا کنید. حتما کسی که خط قرمزهاتونو زیرپا گذاشته رو به صورت اجتماعی تنبیه کنید و از خودتون دورش کنید و دلیلشو به دیگران بگید تا یاد بگیره اگر اشتباهی کنه، بیجواب نمیمونه و تنها موندن به صورت مستمر؛ تمیزترین تنبیهی هست که برای افراد آزارگر میشه تجویز کرد.
از حق خودتون حتما دفاع و محافظت کنید.
هیچ کس به اندازه شما، دوستتون نداره