
مدتها فکر میکردم زخمهای روحی مثل زخمهای بدن هستند. با گذشت زمان خوب میشوند. اشتباه میکردم.
بعضی زخمها خوب نمیشوند. اگر کسی بهشان دست بزند، درد میگیرند. اگر نادیدهشان بگیری، چرک میکنند. اگر درست درمانشان نکنی، تا آخر عمر آدم را میلرزانند.
این مقاله را برای کسانی مینویسم که زخمیاند. برای کسانی که میخواهند خوب شوند. و برای کسانی که میخواهند به دیگران کمک کنند واقعی خوب شوند.
مقدمه: زخم چیست؟
زخم روحی جایی است که زندگی تو را شکسته، اما فرصت التیام نداشتهای. جایی که کسی باید میبود و نبوده. جایی که باید دوستت میداشتند و نداشتهاند.
زخمها سه ویژگی دارند:
۱. پنهاناند: کسی نمیبیندشان، حتی خودت گاهی.
۲. فعالاند: هر لحظه ممکن است فعال شوند و بروز کنند.
۳. تکرارشوندهاند: تا درمان نشوند، همان اشتباهات را تکرار میکنی.
قسمت اول: شناخت زخم
قبل از هر درمانی، باید بدانی چه زخمی داری. این را نه از روی کتاب، که از روی نشانهها باید پیدا کنی.
نشانههای زخم تأییدطلبی
· اگر بدون تعریف دیگران احساس پوچی میکنی
· اگر تا کسی از تو تعریف نکرده، حس میکنی به اندازه کافی خوب نیستی
· اگر برای جلب رضایت دیگران از خودت میگذری
زخم تو: در کودکی آنطور که باید دیده نشدهای. والدینت یا غایب بودند یا سختگیر.
نشانههای زخم طرد
· اگر زود وابسته میشوی
· اگر تا کسی کمی سرد شد، وحشت میکنی
· اگر برای تنها نماندن هر کاری میکنی
زخم تو: یک بار کسی که دوستش داشتی، تو را رها کرده. یا در کودکی رها شدهای.
نشانههای زخم بیارزشی
· اگر خودت را کوچک میکنی
· اگر فکر میکنی به اندازه کافی خوب نیستی
· اگر موفقیتهایت را باور نمیکنی
زخم تو: بارها تحقیر شدهای. مقایسه ات کردهاند. بهت گفتهاند به جایی نمیرسی.
نشانههای زخم خیانت
· اگر به کسی اعتماد نمیکنی
· اگر مدام داری چک میکنی که بهت خیانت نکنند
· اگر حسود و کنترلگری
زخم تو: کسی که بهش اعتماد کردی، خیانت کرده. شاید عشق اول، شاید والدین، شاید بهترین دوست.
نشانههای زخم فقدان
· اگر هنوز برای کسی که رفته گریه میکنی
· اگر نمیتوانی رابطه جدیدی شروع کنی
· اگر توی گذشته زندگی میکنی
زخم تو: کسی را از دست دادهای که جبرانناپذیر بوده. مرگ، جدایی اجباری، یا ترک ناگهانی.
نشانههای زخم آزار
· اگر از صمیمیت فیزیکی میترسی
· اگر با کوچکترین لمس میپری
· اگر کابوس میبینی
· اگر از جنس مخالف میترسی بیدلیل
زخم تو: عمیقترین زخم. کسی به تو آسیب زده. شاید جسمی، شاید جنسی، شاید عاطفی. باید با متخصص حرف بزنی، نه فقط با یک مقاله اما فرقی بین ما نیست.
قسمت دوم: اصول بنیادین التیام
قبل از هر راهکاری، این اصول را بپذیر:
اصل اول: زخم تقصیر تو نیست
هر کسی تو را شکسته، هر طور که شده، تو مقصر نیستی. کودک درون تو بیگناه است.
اصل دوم: التیام زمان میخواهد
هیچ زخمی یک شبه خوب نمیشود. اگر کسی بهت گفت سه جلسه تمام میشود، دارد دروغ میگوید.
اصل سوم: التیام درد دارد
باید به زخم دست بزنی تا خوب شود. این درد میکشد. اما از ماندن زخم چرکی کمتر درد دارد.
اصل چهارم: تنها التیام ممکن است
میتوانی با کمک دیگران خوب شوی، اما آخرش این تویی که باید کار را تمام کنی.
قسمت سوم: روشهای التیام (گام به گام)
گام اول: پذیرش
نه انکار. نه فرار. نه سرکوب.
بنشین و با خودت روراست باش. بگو: «من زخمیام. این تقصیر من نیست. اما مسئولیت درمانش با من است.»
تمرین: کاغذ بردار و بنویس: «بزرگترین زخم من...» بدون سانسور. هر چه آمد، بنویس. بعد کاغذ را جلوی خودت بگذار و به چشمهایش نگاه کن. این زخم توست. انکارش نکن.
گام دوم: سوگواری
زخمها التیام نمییابند اگر برایشان گریه نکنی.
آن پدری که نبود، آن مادری که نفهمید، آن عشقی که خیانت کرد، آن دوستی که رفت. برای همه شان باید گریه کنی.
تمرین: یک جای خلوت پیدا کن. عکس کسی که بهت زخم زده را بگذار جلویت (یا تصورش کن). هر چه دوست داری بهش بگو، بگو. فریاد بزن. گریه کن. تا ته اشکهایت برو. این کار را تا جایی تکرار کن که دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشی.
گام سوم: بازنویسی داستان
تا حالا داستان زندگیات را از زبان قربانی شنیدهای. وقتش است داستان جدیدی بنویسی.
بله، آن اتفاق افتاد. بله، آن آدم بهت ظلم کرد. اما تو همان آدم سابق نیستی. تو از آن روزها بزرگتر شدهای. قویتر شدهای.
تمرین: داستان زندگیت را بنویس. از اول تا امروز. اما این بار راوی را عوض کن. راوی کسی است که از آن آتش عبور کرده و زنده مانده. راوی کسی است که زخمها را به افتخار تبدیل کرده.
گام چهارم: بخشش (نه برای آنها، برای خودت)
بخشش یعنی «دیگر نمیگذارم گذشته، آیندهام را نابود کند.»
نه اینکه ببخشی و بروی همان آدم را ببوسی. نه. شاید هرگز نباید ببینیش. بخشش برای توست. برای رهایی خودت.
تمرین: نامهای به کسی که بهت زخم زده بنویس. هر چه دوست داری بگو. بعد نامه را آتش بزن. خاکسترش را به باد بده. این یعنی «تو دیگر در من نیستی. رهایت کردم.»
گام پنجم: ترمیم رابطه با خود
بعد از زخم، اولین کسی که ازش متنفر میشوی، خودتی. «چرا گذاشتم این اتفاق بیفتد؟ چرا نرفتم؟ چرا نفهمیدم؟»
باید با خودت آشتی کنی.
تمرین: هر روز جلوی آینه بایست و به چشمهای خودت نگاه کن. بگو: «دوستت دارم. به خاطر همه چیز دوستت دارم. به خاطر زخمها، به خاطر اشکها، به خاطر زنده ماندن.» اولش سخت است. بعد آسان میشود. بعد لازم میشود.
گام ششم: باز کردن قلب به روی دیگران
زخمها آدم را گوشهگیر میکنند. میگویی «دیگر به کسی اعتماد نمیکنم.» این اشتباه است.
بله، بعضی آدمها خطرناکند. ولی بعضیها نه. باید یاد بگیری آدمها را از نو بشناسی. باید جرقه بزنی و دوباره اعتماد کنی.
تمرین: یک دوست امن پیدا کن. کسی که قضاوتت نکند. بهش بگو از زخمت. فقط یک جمله. فردا یک جمله دیگر. کمکم تمام زخمت را بگو. میبینی که دنیا تمام نمیشود.
گام هفتم: معنا دادن به زخم
آخرین مرحله، سختترین مرحله است. باید به زخمت معنا بدهی. باید بفهمی چرا این اتفاق افتاد. نه به این معنا که تقدیر بوده، به این معنا که حالا با این زخم چه میتوانی بکنی.
بعضیها از زخمهایشان هنر میآفرینند. بعضیها به دیگران کمک میکنند. بعضیها مادر یا پدر بهتری میشوند.
تمرین: بنویس: «اگر این زخم نبود، من الان...» حالا ببین چه چیزهایی از وجودت مدیون همان زخم است. شاید همدلیات، شاید قدرتت، شاید عمق وجودت.
قسمت چهارم: التیام زخمهای خاص
التیام زخم تأییدطلبی
۱. هر روز یک کار بدون اینکه به کسی بگویی انجام بده
۲. ارزش خودت را به کارهایت ربط نده
۳. یاد بگیر به خودت بگویی «آفرین»
۴. کسانی را که فقط تأییدت میکنند از کسانی که واقعاً دوستت دارند جدا کن
التیام زخم طرد
۱. تنها ماندن را تمرین کن (از نیم ساعت شروع کن)
۲. باور کن که تنها ماندن مساوی با بیارزشی نیست
۳. رابطههای سالم را بشناس (کسانی که نه میچسبند نه فرار میکنند)
۴. به خودت بگو: «اگه کسی رفت، من میمانم برای خودم»
التیام زخم بیارزشی
۱. هر روز یک موفقیت خودت را بنویس (حتی کوچک)
۲. با صدای بلند بگو «من ارزش دارم»
۳. کارهایی کن که بهت احساس مفید بودن بدهد (کمک به دیگران)
۴. آدمهایی که کوچکات میکنند را از زندگیات حذف کن
التیام زخم خیانت
۱. اعتماد را تدریجی یاد بگیر (نه یکباره)
۲. مرزهای مشخص داشته باش
۳. اگر کسی لیاقت داشت، فرصت بده، اما اگر دوباره خیانت کرد، بگذار برود
۴. به خودت یادآوری کن: «همه آدمها مثل خائن قبلی نیستند»
التیام زخم فقدان
۱. برای رفتگانت مراسم بگیر (سالی یک بار)
۲. خاطرات خوب را نگه دار، خاطرات بد را رها کن
۳. جای خالی را با چیزهای جدید پر کن (نه آدم جدید، تجربه جدید)
۴. قبول کن که زندگی ادامه دارد، حتی بدون آنها
التیام زخم آزار
این زخم را تنها نمان. حتماً با متخصص صحبت کن. اگر نمیتوانی، با یک گروه حمایتی. این زخم عمیق است که گاهی تنهایی نمیشود خوبش کرد.

قسمت پنجم: مراقبتهای بعد از التیام
زخم که خوب شد، تمام نمیشود. باید مراقب باشی دوباره عفونت نکند.
۱. محرکها را بشناس
چه چیزهایی زخمت را فعال میکند؟ آدم خاص؟ مکان خاص؟ حرف خاص؟ از آنها دوری کن تا قوی شوی.
۲. سیستم حمایتی بساز
کسانی که میفهمندت، کسانی که قضاوتت نمیکنند. یک تلفن دوست که هر وقت خواستی باهاش حرف بزنی.
۳. خودمراقبتی را تمرین کن
هر روز یک کار برای خودت بکن. حمام طولانی، پیادهروی، کتاب خواندن، هر چی که بهت آرامش میدهد.
۴. اگر برگشتی، خودت را نبخش
ممکن است یک روز دوباره همان حسها برگردد. طبیعی است. زخم عمیق بوده. بپذیر و دوباره از گام یک شروع کن. شرمنده نباش.
خاتمه: نامهای به تو که زخمیای
تو که این مقاله را میخوانی، نمیدانم کیستی. اما یک چیز را میدانم: زخمیای. چون آدم بیزخم سراغ این نوشتهها نمیآید.
میخواهم بدانی: التیام ممکن است.
زخمت را بپذیر. برایش گریه کن. بهش معنا بده. اما نگذار تعریفت کند.
تو بیش از زخمت هستی. تو کسی هستی که از کنار زخم عبور کرده. تو قهرمانی.
یادت باشد: التیام یعنی دوباره نفس کشیدن. یعنی دوباره عشق ورزیدن. یعنی دوباره زندگی کردن.
تو میتوانی.