ویرگول
ورودثبت نام
SLH
SLHکدنویس قدبلند 👨‍💻 علاقه‌مند به ذهن آدم‌ها، یادگیری و ارتباط عمیق ✨ از هنر و کامپیوتر تا روانشناسی ✍️☕ t.me/slhsup🖌️
SLH
SLH
خواندن ۶ دقیقه·۱۰ روز پیش

مستقل افراطی

کودکی را در جمع فامیل دیدم که انگشتش با ذغالی که برای غذا بود سوخت، اما با سن سه‌سالگی‌اش حتی یک قطره گریه هم نکرد. قسم می‌خورم با اینکه پریشانی در چهره‌اش مشخص بود، یک کلمه هم نگفت. پدرش کمی پرخاش کرد که گفتم بهش دست نزن و مادرش هم گفت چیزی نشده که، اما این پریشانی و یک کلمه حرف نزدن برایم آشنا بود.

کودکی که به دنیا می‌آید، ابتدای کار با حس لمسی به شناخت دنیای بیرون می‌پردازد. دکتر کودک را در بغل مادر می‌گذارد و کودک با گرما و پوست شروع به ترشح اکسی‌توسین و تنظیم ضربان قلب با مادر می‌کند...

اما از اینجا به بعد داستان فرق دارد. کودک تا دو سه سالگی در خانه در حال یادگیری است. او هنوز اطلاعات کاملی از دنیای بیرون ندارد، فقط مفهوم‌های پایه‌ای که این خوب است یا بد است را یاد می‌گیرد. شاید نیز با سن بالاتر الگوهای تکرارشونده پایه را نیز بیاموزد.

اینجا یک الگوی دلبستگی شکل می‌گیرد. اگر خانواده بداند کی به او کمک کند و کی بگذارد خودش کارش را انجام دهد یا کی حمایت کند و کی اجازه دهد، الگوی دلبستگی ایمن شکل می‌گیرد. از آن گذشته معمولاً خانواده‌ها بلد نیستند. این حرف را شاید زیاد شنیده‌ای که بچه خورد زمین، بلندش نکن، بگذار خودش بلند شود. در مقابل هم مادرانی هستند که به سرعت به درخواست‌های کودک واکنش می‌دهند، دوست دارند کودکشان همه چیزهایی که نداشتند را داشته باشد. با این حال این دو طرز فکر دو سبک دلبستگی به وجود می‌آورد: اولی دلبستگی اجتنابی، دومی دلبستگی اضطرابی که در این مقاله به دلبستگی اجتنابی یا مستقل افراطی می‌پردازیم.

کودک در خانه است. او در حال گرفتن اطلاعات از اطراف است. وقتی زمین می‌خورد یا گریه می‌کند، کسی به او کمک نمی‌کند. او مجبور است هر دفعه خودش بایستد. سپس کودک از طریق گریه یا کارهای دیگر سعی در درخواست برای برآورده شدن نیاز دارد، سپس متوجه می‌شود که ابراز حس یا نیاز مساوی است با نادیده گرفته شدن یا دیر رسیدن کمک. کودک کم‌کم یاد می‌گیرد که این ابراز حس و نیاز بی‌فایده است و درکش از دنیا این است که با گریه یا گفتن و بیان حس ابتدایی کمکی نمی‌رسد. پس کم‌کم این حس را خاموش می‌کند چون برای او کاربردی ندارد و خود را سرگرم اسباب‌بازی‌هایش می‌کند. کمی بیشتر نگاه کنیم، خود این بلند شدن یا بازی کردن با اسباب‌بازی‌ها برای سرگرم شدن ابزار تحلیل را در او توسعه می‌دهد. تحلیل یک ابزار بقاست. فارغ از اینکه این ابزار به فرد کمک می‌کند مستقل باشد یا موفقیت‌های مالی کسب کند، چون تحلیل در بازار ابزاری قوی است ما اسم‌ها و انشعابات مختلفی بر تحلیل می‌زنیم؛ تحلیل تکنیکال، تحلیل تاکتیکال و... اما تحلیل یک ابزار کلی است برای شناسایی اینکه ساختار چگونه است، من چه کار باید بکنم و در آخر به بهترین راه برای بقا که ما آن را موفقیت می‌نامیم برسد.

اما تحلیل یک مشکل دارد؛ تحلیل حس را خاموش می‌کند چون کودک یاد گرفته تحلیل چیز قوی‌تری از حس است. شاید بگویید پس حس چه می‌شود؟ حس همان‌جاست اما با تحلیل سرکوب می‌شود. چگونه و چرا؟ پاسخ را بگذارید این‌طوری دهم: شما یاد گرفتید اگر با حس چیزی بیان کنید پاداش می‌گیرید، مثلاً آن پاداش توجه و دادن خوراکی است. پس حس شما نتیجه دارد، آن‌قدر حس می‌کنید که یک حس مثل حس ششم فرضی شاید در شما فعال می‌شود. در مقابل، مستقل افراطی یاد گرفته با تحلیل و تکیه بر خود پاداش بسازد یا پاداش بگیرد. پس وقتی ناراحت است و قلبش از غم می‌سوزد یا ناامیدی در سینه‌اش نشسته، ابزار تحلیل روشن می‌شود: چرا قلبت می‌سوزد؟ شاید بیماری قلبی است؟ نه، ممکن است برای اتفاق دیشب باشد؟ آهان درست است، فلان نفر آن حرف بد را به من زد، پس من الان سر این موضوع ناراحتم!

می‌بینید تحلیل این حس را خاموش کرد. فرد متوجه شد این حس از کجاست و با تحلیل آن تمرکز را از قلب روی ذهن و خاطرات برد.

اما حالا مستقل افراطی بزرگ شده است. او نه باج می‌دهد نه کمک می‌خواهد. از نظر او همه چیز مهندسی شده است. او پیشرفت‌های سنگینی نسبت به بقیه دارد و دل به آن خوش است، اما مستقل افراطی از درون مشکلاتی حس می‌کند که قادر به بیان آن نیست.

مصاحبه دختری موفق را دیدم که با کار اینترنتی ماهیانه یک میلیارد درآمد سالم داشت. واقعاً آدم مستقلی بود، اما تا سن ۳۸ سالگی موفق به ازدواج یا رابطه بلندمدت نشده بود. این یک مثال دور است، اما از حرف‌هایش متوجه شدم او هم دوست دارد ازدواج کند و خانواده داشته باشد. اما نکته گمشده اینجاست که مستقل افراطی برای رسیدن به پیروزی‌ها تا جایی ممکن این باور را دارد که در نهایت کسی به او کمک نمی‌کند و خودش باید همه کارها را انجام دهد. این استقلال بود به قیمت خاموش شدن سیستم کمک.

حال شاید بگویید کمک بگیرد، چه می‌شود یا با پارتنرش صمیمی شود، عیبی ندارد، او هم پاسخگو خواهد بود. اصل قضیه اینجاست که مستقل افراطی هم دوست دارد نزدیک شود، هم توانایی جذب دارد، اما روابط کوتاه‌مدت است. نکته اصلی اینجاست که به‌خاطر کودکی از صمیمیت می‌ترسد و استرس می‌گیرد. حتماً همان دختر مستقل هم این را دارد تجربه می‌کند، اما فرض کنید یک الگو ۳۸ سال تکرار شده است. این الگو دلایل محکمی برای بقا و پیشرفت دارد. در ثانی او قبلاً تجربه‌های حسی کرده، شاید در روابط اولیه یا خانواده یا روابط اولیه عاشقانه، شاید همان حس کودکی را دارد که هنگام درخواست کردن بستنی برای او چیزی نخریدند. در کل تمامی موتور احساسات خاموش شد، به‌جای آن تحلیل روشن شد. تحلیل ابزار بقاست؛ من تحلیل می‌کنم کی جنگ می‌شود یا تحلیل می‌کنم که چه بازار مالی سودده است و کی ضررده است.

این تحلیل کردن را به‌صورت حسی بخواهم بگویم این‌طور می‌شود (در مقابل آن فرد یا آن کار): وقتی دیدمش چشم‌هایم برق زد، انگار در لحظه عروسی دوتایی‌مان با آرامش دست‌های یکدیگر را گرفته بودیم و به چشمان هم لبخند زده بودیم، انگار قلب‌هایمان برای هم می‌تپید و من آینده را در یک قاب عکس خانوادگی نویدبخش با هم می‌دیدم.

اما تحلیل مشکلی که دارد، علاوه بر سودهایی که گفتم: یک، انرژی‌بر است چون ابزار بقاست. دوم، تحلیل مداوم باعث آینده‌نگری‌ای است که شاید وجود نداشته باشد (هدف ما از تحلیل رسیدن به بهترین نتیجه است). سوم، تحلیل مانند موتوری است که از یک جایی به بعد حتی حس را هم تحلیل می‌کند (به‌صورت ساده اگر قلب و سینه‌ام بسوزد و ناراحت باشم و بدن این غم را نشان دهد، آنگاه موتور تحلیلی شروع به کار می‌کند: سینه‌ام می‌سوزد چون غمگین هستم، چرا غمگینم؟ این چرایی وقتی به ریشه حس می‌رسد، خود حس را خاموش می‌کند و فرد می‌فهمد این یک ابزار برای خاموش کردن غم است).

مستقل افراطی در آخر نکته‌ای را می‌گوید: این استقلال شاید نیازی به دیده شدن و کمک است. خود مستقل افراطی یک سپر است برای آسیب ندیدن دوباره، چون او توانایی و کلماتی برای ابراز نیاز خود ندارد یا ترس از صمیمیت و طرد شدن این الگو را پایه‌ریزی کرده و هر شکست این الگوی مستقل افراطی را تشدید می‌کند.

روانشناسی کودکروانشناسیتحلیلدلبستگی
۱۴
۴
SLH
SLH
کدنویس قدبلند 👨‍💻 علاقه‌مند به ذهن آدم‌ها، یادگیری و ارتباط عمیق ✨ از هنر و کامپیوتر تا روانشناسی ✍️☕ t.me/slhsup🖌️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید