
عدهای -شاید با فرض و قصدی برابرطلبانه(!) میگویند عبارات «مرد، زن را میکند» یا «زن، به مرد میدهد» و جملات مشابهشان که در زبان شیرینمان بر خلاف شاید زبانهای پرجمعیتتر جهان برای شرح و وصف عمل جنسی به کار میرود، چیزیست در ادامه و راستای دستگاه عریض و طویل مردسالارانگی (حقیقتا موجود در) فرهنگمان. این اندکاندیشهکنها احتمالا گمان کردهاند که کردن فعلیت دارد و دادن منفعلانه است. یا خیال برشان داشته که فقط کردن میتواند فعلی باشد از افعال؛ برای بنده روشن نیست که چرا حتی ننشستهاند برای خودشان فعل دادن را به هر نحوی از انحا در اینجا یا آنجای جملهها به کار ببرند اگر زحمتشان نمیشود تا دوزاریشان بیفتد. در ضمن حتی اگر کردن و دادن مرد و زن را فاعلی و مفعولی -که به واقع در اکثر پوزیشنها وضوحی انکارناشدنی دارد- در نظر بگیریم، باز هم هیچکدام از دو جنس را -دست کم- زبانا بیکنش در نظر نگرفتهایم. هرچند شاید توقع درک و توان تفکیک و تمیز دادن نمیبایست داشت از دهان و ذهنهای به کار برندهٔ زبانی که در تعیین و تشخیص قوم و خویشهای مادِری-فادری خود الکن است.