اسطوره بلاهت...!!!

نویسنده: همونی که اون بهترین دوستشه!



این متن به منظور شرکت در مسابقه ی جناب دست انداز است و فاقد هرگونه ارزش قانونی دیگری می باشد!!!

لابد شما نیز شنیده اید که ادیب محترمی پس از یک قرار ملاقات دوستانه به دلیل ترشح بیش از حد هورمون سروتونین و ایضا اکسی توسین در کلامی منعقد فرموده اند که:

هرچیزی جدیدش خوبه، رفیق قدیمیش!!!

البته لازم به ذکر است در برخی محافل باآهنگی موزون همراه با پارگی البسه آمده است:

هرچیزی جدیدش خوبه، نوکر قدیمیش!!!!

ناگفته نماند اصل این جمله که مورد تحریف قرار نگرفته است بدین شرح می باشد:

هرچیزی جدیدش خوبه، سیرترشی قدیمیش!! پس لطفا تعصبات یک ملت را مورد تحریف قرار ندهید. باتشکر

برگردیم به موضوع مسابقه!!

یکی از بهترین نعمات، داشتن دوستی خنگ در تمام زمینه های زندگی است که اینجانب از این نعمت بهره مند می باشم! نامبرده به حدی در جهت اعتلای واکنش های شیمیایی مغز اینجانب در تلاش بوده که هر لحظه ممکن است مغز حقیر در پیامی، اعلام به وضعیت قرمز مبنی بر شیمیایی شدن سلول های خویش نماید و القصه مجبور به سرکشیدن نوشیدنی خنکی تحت عنوان ریق رحمت شوم!!!

سکانس اول:

در یکی از روزهای یک فصلی به همراه دوست و یار ذکرگردیده، به منظور ملاقات یکی از اساتید سوار تاکسی شدیم، هنوز چنددقیقه ای از حضور ما در تاکسی نگذشته بود که مجری رادیو در پیامی اعلام کرد: در طی یک حرکت تروریستی بمب گذاری، یکی از دانشمندان هسته ای کشور به مقام والای شهادت رسید. از شنوندگان و هموطنان عزیز تقاضا داریم به محض مشاهده ی موارد مشکوک در جهت اقدامات تروریستی در اسرع وقت به مقامات ذیربط گزارش دهید!! در همین لحظه ساعت مچی دوست نامبرده شروع به تیک تیک بلند نمود و صدایی مشابه با لحظات پایانی یک بمب قبل از انفجار را تداعی کرد!! راننده محترم در پیامی اعلام کرد صدای چیه؟! دوست دانشمند اینجانب با همان لبخند همیشگی ناشی از بلاهت فراوانش گفت: شبیه صدای بمب میمونه...هنوز جمله نامبرده به اتمام نرسیده بود که راننده با مشاهده ی کوله پشتی سیاه در بغل دوستِ دانشمند و شنیدنِ صدای ساعت، در وسط اتوبان ترمز کرد و بدون لحظه ای درنگ از ماشین پیاده شد و اتوبان را رو به جلو شروع به دویدن کرد!!!

سکانس دوم:

مشغول قلم فرسایی با سرعتی در حدود 120 میلی متر در ثانیه در برگه امتحان میان ترم بودم که دیدم اسطوره بلاهت با حالتی شبیه مارگزیده ها کلاس را رها کرده و فقط با نشان دادنِ علامتی که گویای: حالم گلاب به روتون شده، به استاد، به سمت درب خروجی حرکت کرد!! حدود نیم ساعت به پایان امتحان باقی مانده بود و هنوز خبری از دانشمند معروف نبود!! از آنجایی که بخشی از این امتحان نمره پایان ترم را تشکیل داد به دلیل همراهی و به اوج رساندن رفاقت، برگه ی نامبرده را از روی میزش برداشته و در حرکتی برق آسا در زیر برگه خویش پنهان کردم! با مشاهده خط بسیار میخی ایشان، شست تمامی اعضای بدنم خبردار شد که کار سختی را در پیش رو دارم!! با تمام تلاش فراوان خط ایشان را تقلید کرده و به سوالات پاسخ دادم!!
القصه پس از گذشت دوهفته نتایج امتحان آمد!! از آنجاییکه حرکت رفاقت آمیز بنده به معنای منت نهادن نباشد، نامبرده را از اقدام چریکی خویش مطلع نساخته بودم!! به محض مشاهده نمره ی خویش که 13 شده بود و تقریبا خطر با فاصله یک میلی متری از بغل گوش هایش عبور کرده بود، با حالتی حق به جانب به سمت استاد رفت و گفت: من چرا 13 شدم؟ من مطمئنم اشتباهی اتفاق افتاده و نمره من بالاتر از این حرفاست!!!
استاد محترم پس از شنیدن خزعبلات اسطوره بلاهت، درخواست ویدئوچک داد و برگه را بیرون کشید! گفت نگاه کن مگه این اسم تو نیست؟
نامبرده با کمی دقت و فوران فسفرهای نداشته، در پیامی اعلام کرد: دیدین میگم من بیشتر میشم اینکه خط من نیست، خط سهیلاست!!

سکانس سوم:

یک ساعت به آغاز تئاتر مانده و هنوز درب سالن باز نشده بود! من به همراه تنی چند از دوستان از جمله جناب اسطوره بلاهت در انتظار ایستاده بودیم که ناگهان یکی از بازیگران معروف از جلوی ما عبور کرد!! نامبرده به محض مشاهده سلبریتی، دامن از دست داده و به سمت ایشان حمله برده تا عکسی را به منظور یادگاری در تاریخ ثبت نماید!!! که ناگهان پاهایش پیچ خورد و القصه خودش، دوربینش و جناب سلبریتی همگی نقش بر زمین شدند!!! تقریبا همه افراد مستقر در آنجا با چشمانی گرد صحنه حادثه را نگاه میکردند که دوست نابغه اینجانب در طی حرکتی هوشمندانه(!!!) با صدایی بلند اعلام کرد: بخوابید رو زمین، بالای ساختمون یک تک تیرانداز دیدم!!!

حتما شما نیز شاهد حرکت سیر جهان به سمت قدرت یافتن افرادی از این دست می باشید:


بهترین دوست اینجانب نیز دارای خصایصی جهانی بوده و در بلاهت و سفاهت تا چندسال آینده احتمالا گوی سبقت را از این عزیزان ربوده و ممکن است مشهور شود بدین منظور از همین تریبون اعلام می کنم نامبرده بهترین دوست منه و هفت قرآن به میان، گوش شیطان کر، آینده ای درخشان را در پیش رو خواهد داشت!!!