ویرگول
ورودثبت نام
سبزک؛-
سبزک؛-به سراغ من اگر می‌آیید،نرم و آهسته بیایید؛ مبادا که ترک بردارد،چینی نازک تنهایی من:)
سبزک؛-
سبزک؛-
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

مرور:شهر خرس

مروری بر سه گانه شهر خرس،اثر فردریک بکمن.مروری که زیاد شبیه به مرور نیست!
مروری بر سه گانه شهر خرس،اثر فردریک بکمن.مروری که زیاد شبیه به مرور نیست!

پژواک صدایی پشت لاله گوشم

و نور بیدار می‌شود.

سبزی برگ درختان با تمأنینه خود را به داخل اتاق سرازیر می‌کنند،

و پنجره،تفاوتی بین نور و درخشش سبزرنگ قائل نمی‌شود.

جنگل‌.

"شلیک،حفر،سکوت"

این شعار ما برای بقاست.

"بنگ،بنگ،بنگ"

صدایی لذت بخش،صدایی مظطرب،صدایی ترسناک.

پژواک صدا پشت لاله گوشم..

"بنگ،بنگ،بنگ"

صدای برخورد توپ هاکی با دیوار،صدای کوبیدن به در خانه،صدای شلیک گلوله.

لذت،اظطراب،ترس.

"بنگ"

جهت ها تغییر می‌کنند،این ماییم که در جریان جهت ها سرازیر می‌شویم.نور‌ سبزرنگ،پرده را در‌می‌نوردد و صدا دیگر صرفا یک صدا نیست،بلکه از اعماق به گوش می‌رسد.پژواکی به بلندی کوهی پر از برف:

"ما خرسیم،ما خرسیم،خرسای بیورن اِستاد!"

هاکی صرفا یک ورزش نیست،زندگی ای جداگانه است روی زمینی یخی که تو را به سکوت فرا می‌خواند.خشونتی نامحسوس زیر لایه های پیست در جریان است،همیشه بوده.صدای تیز خش‌خش هایی تهدید کننده.‹شلیک،حفر،سکوت›.صدای خش‌خش بُرنده اسکیت ها.

"بنگ،بنگ،بنگ"

سبز و قرمز،گاوها و خرس ها،کارخانه و بیمارستان،بارن و پوست خرس.تنها چیزهایی که هد و بیورن استاد را به هم مرتبط می‌سازند،هاکی و جنگل هستند.

"بنگ،بنگ،بنگ"

بنی نباید می‌مرد.حق ویدار نیز مرگ نبود.

"بنگ،بنگ،بنگ"

ازت متنفرم،رودری.ازت متنفرم،کوین.

"بنگ،بنگ،بنگ"

قوی باش،آمات.قوی باش و موفق شو.تسلیم نشو آلیشا،نگذار غم تو را غرق خودش کند..

"بنگ،بنگ،بنگ"

همیشه به دل آتش بدو،آنا.همیشه بخوان،مایا.دنیا همیشه به شما دونفر نیاز خواهد داشت.

"بنگ،بنگ،بنگ"

بوبو،خوشبخت باش.پدر خوبی شو،و زندگی خوبی را بگذران.تس تا ابد تو را دوست خواهد داشت.

"بنگ،بنگ،بنگ"

گالتن،تیلز(تیل‌کت)،پیتر؛از هاکی بیورن استاد دفاع کنید.شما مردان هاکی بیورن استادید،هرکدام به نحوی،هر کدام به شکلی..

"بنگ،بنگ،بنگ"

رامونای عزیز.همیشه دلتنگ هولگر بودی،و الان که به او پیوسته‌ای،تمام بیورن‌استاد دلتنگ توست.مواظب ویدار و بنی عزیز،باش..

"بنگ،بنگ،بنگ"

تیمو.تو‌ و تمام کت مشکی ها،نگهبانان بیورن استادید.دلتنگتان خواهم شد.حتی با وجود تمام کله‌خری هایتان..

"بنگ،بنگ،بنگ"

برای هرکسی ممکن است این صدا معنایی داشته باشد.برای برخی بی‌معنی و برای دیگری کلیشه‌ای باشد.اما یک چیز مشخص است:این صدا در هد و بیورن‌استاد،صدایی است که نگاه ها را به سمت خود می‌کشد و مردم را مانند آهن ربا جذب خود می‌کند.این صدا تنها دو معنی دارد:هاکی،شکار.جنگل دوشهر را به هم متصل خواهد کرد.ما مردم جنگل هستیم،از هم متنفر،به هم متصل.خرس ها و گاوها.سبز ها و قرمز ها.دریاچه ای یخ زده،توپ تخت کوچک و چوب هاکی.این نقطه مشترک تمام ماست.بنگ،بنگ،بنگ.شلیک،حفر،سکوت.دو مکان که در آنها،زندگی در پاییز و زمستان آغاز می‌شود.به جنگل خوش‌آمدی،دوست من.

(هر کاری می‌کنم اون آخرش که نوشته «ان آغاز می‌شود.به شهر خرس خوش‌ آمدید»پاک نمیشهه:)اون تیکه رو اصلا در نظر نگیرید.)

ان آغاز می‌شود.به شهر خرس،خوش آمدید.

کتابمعرفی کتابکتاب خوبفردریک بکمن
۷
۰
سبزک؛-
سبزک؛-
به سراغ من اگر می‌آیید،نرم و آهسته بیایید؛ مبادا که ترک بردارد،چینی نازک تنهایی من:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید