اگه بگن جای مورد علاقه تو توی خونه چیه، میگم پشت بوم، به خصوص تو شب!
عاشق قدم زدن و گوش کردن به اهنگای مورد علاقه مم، به خصوص موسیقی حماسی بیکلام، غرق در موسیقی میشم و شاید گاهی یک ساعت قدم بزنم
مدت مدیدی بود که اون بالا نرفته بودم و خنکی بادی که به صورتم میخوره رو حس نکرده بودم، خب شاید بخاطر کار، شایدم فراموش کردم چقدر این کارو دوست داشتم...
وقتی بود که واقعیت عین یه سیلی خورد تو صورتم، یدونه محکمش که از داشته هام چیزی باقی نزاشت، من موندم و خودم
تو تاریک ترین روزام، یه ستاره پیدا کردم، از همه درخشان تر.
یکی که هرچقدر اسمون تاریک بود، هر چقدر ابری بود، هرقدرم دود و اتیش از زمین بلند میشد، به اون نمیرسید همچنان تو قلبم میدرخشید
تو بدترین روزای زندگیم پای ثابت رویاپردازی هام بود
هنوزم هست
دلم گرفته بود، خسته بودم و بد حال، کیه که این روزا نباشه؟
اما نمیخواستم اینطور بمونم
من یه ستاره دارم که منتظرمه
اون مال منه
قصه و داستان منه
و بهش میرسم
مطمئنم!
راستی، ستارهی تو چیه؟
