میخوام کمی از حکومت های دیکتاتور براتون صحبت کنم , با اولیش شروع میکنم , یکی از معروف ترین ها یعنی آلمان نازی :
خب زمان آلمان نازی تاریخ و شواهد گسترده ای داره که احتمالا با خیلیاشون آشنایی دارید اما من اینجا میخوام از یوزف گوبلز حرف بزنم یکی از مهم ترین مهره های آلمان نازی که خیلی از تفکرات و مغز شویی های اون دوران رو هدایت و رهبری میکرد و فرد مورد علاقه هیتلر مخصوصا در ابتدای کار حزب و اواخر اون بود .
گوبلز چکار کرد ؟

کنترل کامل رسانهها (روزنامه، رادیو، سینما، کتابها)
حذف و سانسور هر صدای مخالف
تکرار مداوم پیامهای ساده و احساسی
ساختن «دشمن مشترک» (بهویژه یهودیان)
استفاده از فیلمها و سخنرانیهای پرشور برای تحریک احساسات جمعی
خب جناب گوبلز مشترکا با هیتلر از سینما خوشش می اومد بعد هم دید که مردم خیلی دوست دارن سینما و کلا رسانه های فرهنگی رو پس گفت چکار کنم چکار نکنم , مهم ترین استودیو فیلم سازی اون دوران( که خیلی از فیلمای مهم داخلش ساخته میشد مثل مترو پلیس) رو در اختیار دولت قرار داد و کلا فیلم های هالیوود و ساخته آمریکا رو ممنوع کرد و به کارگردانا دستور داد در راستای تفکرات نازی از فیلم های هالیوود کپی کنن و فیلمای نازی پسند بسازن , فیلم های خوبی هم درست شد و اتفاقا مردم هم خیلی استقبال کردن و از نازیا خوششون اومد , البته اینم بگم آقای پیشوا از هالیوود خوشش میومد برای همین تو تنهاییاش فیلم های هالیوود زیاد نگاه میکرد اما خب برای مردم زشت بود که ببینن .

جناب گوبلز نویسنده های زیادی رو اخراج و برکنار کرد سعی کرد صداهای مخالف نازی رو خفه کنه , خیلی از بازیگرا و کارگردانا مجبور به مهاجرت و فرار از کشور شدن خیلی از نویسنده ها هم همینطور , تا جایی پیش رفت که کسی نتونه مخالف تفکر نازی چیزی بگه وگرنه یا تبعید میشه یا میمیره .

کار بعدی ایشون سخنرانی های پرشور بود که داخلش تفکرات نازی رو فریاد میزد و مردمم براش کف و سوت و جیغ میکشیدن , (اینم بگم دوست عزیزمون دانشجوی فلسفه بودن و اتفاقا چندیدن مقاله هم پیشتر نوشتن و اصلا راه آشناییشون با حزب نازی هیون بود ) .

خلاصه گذشت و گذشت و گوبلز عزیزمون داشت آروم آروم به دلایلی قدرتشو از دست میداد , دیگه هیتلر به مهمونیا دعوتش نمیکرد , افراد دور و برش تنهاش گذاشته بودن و دیگه خلاصه کسی تره هم براش خورد نمیکرد , تو همین حال و هوا بود که یهو دید , عه یهودیا , دشمن مشترک .... اینو که دید شروع کرد به ساختن فیلم و مقاله که داخلشون یهودیا رو آدمای بد و کریه وبدبخت نشون بده و به مردم آلمان ثابت کنه اینا دشمن ما هستن و قصد دارن جهان رو نابود کنن , البته که ازونجا شروع شد که یه یهودی یه آلمانی رو تو خیابون با اسلحه کشته بود
خلاصه حالا دیگه همه چی شده بود نفرت پراکنی به یهودیا از رسانه و سخرانی گرفته تا کتابها و مجلات , همه یکصدا میگفتن , یهودی دشمنه باید نابودش کنیم و از صحنه روزگار محوشون کنیم .

جالبه براتون بگم دوستان عزیزمون فقط یهودیا رو هدف قرار ندادن بلکه جلوتر در جنگ جهانی دوم زمانی که آلمان با شوروی میخواست وارد جنگ بشه دقیقا همون کارو با روس ها هم انجام دادن , اومدن یه فیلم -مستند از وضعیت روس ها در اردوگاه های کار اجباری به مردم نشون دادن که بگن اینا یک مشت بیچاره و کریه منظرن که زندگیشون از حیوانات هم بدتره بعد هم اومدن گفتن اینا دستشون با یهودیا تو یه کاسس و باید اینا رو هم نابود کنیم
اما بعد تر که خودتون هم میدونید تیرشون به سنگ خورد و زمستان سخت ارتش نازی رو در سرمای خودش دفن کرد .

پ.ن : بله این روایت ها درباره خیلی از شخصیت های دیگه هم وجود داره که تو پست های بعدی راجب اونا هم مینویسم .
پ.ن2: ویدیویی در همین باره در چنل دیپ پادکست (یوتیوب و کست باکس) وجود داره پیشنهاد میکنم اون رو هم تماشا کنید .
پ.ن3:دوستان تاریخ بخونید تاریخ خوبه , این موضوع که بالا گفتم خیلی مختصر و کوتاه بود و لازمه که خودتون هم راجبش بخونید اونطور حق مطلب بیشتر ادا میشه 🙏🌹🌹