
ای تن همیشه سبز
ای تاریخ همیشه برخواسته از خاکستر
ای مردمان کهن
آه که به زنجیرت بسته اند
آه که غمگینت کرده اند
آه که رمق را از تو ربوده اند
آه که مردمانت را کشته اند
سر نیزه هایتان را زمین بگذارید
در تن خاک من آنها را فرو کنید
نگذارید خراشی به تن جوانان من بیفتد

آه ای ستمگران
آه ای ظالمان
چه بسیار ظلم ها در سراچه تاریخ خود دیده ام
چه بسیار ضحاک ها که به چشم دیده ام
همشان تنها واژه ی ننگی
بر دفتر تاریخم شدند
آه ای نیکان دهر
ای آزادگان
ای جان فدایان
میبالم به تک تکتان
کوه هایم را برای شما بر افراشته ام
ابر هایم را برای شما بارور کرده ام
اشک هایم را برای شما ریخته ام

یادتان نرود
ای ستم دیدگان دهر
ای روشنگران مشعل آزادی
ای تنتان سبز و سرتان سرخ
من پیر گشته ام
تنم را علیل کرده اند
هر کجا مینگرم روحم را فرتوت کرده اند
فرزندانم
کلنگ ها را بر دارید
خاک مرا بشکافید
از ذره ذره تن من
آزادی زبانه میکشد
تنم را بشکافید
ببینید تن هایی را که برای ایندگان فدا شدند
ببینید مردمانی را
که کاوه و کوروش شدند
تنها بشکافید
فریاد بزنید آنها را
سرتان سبز
زبانتان سرخ
فریادتان رسا
قلم تاریخ شما را نیک خواهد نگاشت
پ.ن: موسیقی استفاده شده :near light