
زندگی همینه
دقیقا عین یه فیلمه
تهش هیچی نمیشه
اولش هیچی نبوده
وسطاش اتفاق خاصی نمیوفته
فقط یه نمایش از چند تا بازیگر
حالا نقش ما معلوم نیست
شاید شاه باشیم
شایدم رعیت
ولی تهش دوتا بازیگر بدبختیم
که باید نقشمونو بازی کنیم
زندگی همینه
تهش معلوم نیست چی قراره بشه
ولی فقط میشه فهمید
هیچی نمیشه
ته عشقا هم هیچی نمیشه
ته ازدواجا
ته شغلا
کارا
روزا
تهشون هیچی نمیشه
همه به تنش میوفتن
که وای چی قراره بشه
همه میترسن
همش روزاشونو خرج فکر کردن میکنن
که فردا چی میشه
بعدش میبینن هیچی نمیشه
همش همین
تا تهش همینه
همش هیچی
ادما میبینی
یه عمر آرزوشونو به یه جا برسن
بعد که میرسن
میخوان به یه جای دیگه برسن
هممون مثل مریضایی هستیم
که فقط فکر عوض کردن تختشونن
یه تخت کنار پنجره
یه تخت وسط سالن
به تخت طبقه بالا
یکی دیگه طبقه پایین
ولی تهش همشون تو یه بیمارستانن
ما هم هممون مریضیم
آدم باید یه کاری کنه
ولی نباید سخت بگیره
چون تهش هیچی نمیشه
یه فیلم
که تا آخرش میبینی
و میری سراغ بعدی
چیز خاصی نشده
فقط یه فیلم دیدی
جز این چیز دیگه ای نیست

پ.ن: موسیقی از گروه marillion هست به نام «sympothy »