ویرگول
ورودثبت نام
تهمتن
تهمتنمیبینم آن شکفتن شادی را
تهمتن
تهمتن
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

خبر از دوستی دور

گاهی خبر گرفتن از کسی سخت میشود , باید با انگشتانت کلنجار بروی برای ارسال پیام , شصتت خشک میشود و بالا پایین میرود و حسی گنگ آمیخته با تردید و ترس تو را فرا میگیرد ,خواستم از دوستی خبر بگیرم اما نتوانستم, این پست را قرار دادم که اگر خواند حال و احوالش را بگوید , تنها یک «خوبم » کافیست . Fyodor ❤️
حال شما دوستان ویرگولی هم امیدوارم خوب باشد , زندگی در این نقطه جغرافیا سخت و بسیار ناعادلانه هست , من همواره به ماندن و ساختن معتقد بودم و همواره به ایران و ایرانی عشق ورزیدم اما حال تنها تفکر جاری در روانم «رفتن»است , اگر روزی توانستم بی شک میروم و میروم و هیچگاه باز نمیگردم , به یاد دارم دبیرستان همواره برایم کابوسی دردناک بود و حال برخلاف خیلی از دوستانم با یادآوری آن , سیاهی و اندوه در ذهنم تداعی میشود . با آنکه درس را دوست داشتم اما خاطرات آن برایم بس تلخ و دشوار بود و حال با ایران هم اینگونه شدم . نمیدانم پایان این بازی چه خواهد شد ... آینده بسیار گنگ و عجیب است , تنها ناراحتی این روزهایم جوانی و نشاطیست که در بعضی مرد و در بعضی آرام آرام در حال خاموشیست , ما جوانانی بودیم که شیرینی ایام همواره برایمان تلخ بود , نسلی که همواره با تشر های بزرگ تر ها همراه بود , و همواره به او صفت گستاخ نسبت داده میشد , نسل ما دوران جوانی را به پیر ترین شکل ممکن گذراند و هنگامیکه برخواست تا باقی عمرش را نجات دهد با شلیک آتش همراه شد . این روزها گلو از بغض خشک میشود و دیدگان از اشک تر , با هر تصویری قلب چنگی به خود میزند و روح به سویی تاریک پرتاب میشود , کاش حقیقتا روزهای خوب باز پیدا شوند و باز لب های ما بی نگرانی و ترس بخندد و این چهره افسرده شهر درمان شود .
دوستی (فضانورد اقیانوس)در ویرگول از کسانی میگفت که مدت زیادیست آنلاین نشده اند و از این بابت نگران بود و مرا نیز نگران کرد , امیدوارم سالم و سلامت باشند و باقی جوانان وطن از هر گزندی به دور 🌹🌿

ایرانیجوانیزندگیدوستیاعتراضات
۲۰
۱۴
تهمتن
تهمتن
میبینم آن شکفتن شادی را
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید