
با چت جی پی تی داشتم صحبت میکردم ، پرسیدم کل کتابای نوشته شده چند تاست ؟ گفت :«تقریبا صد و پنجاه ملیون » ، گفتم: «یه آدم به طور میانگین اگه تا هشتاد سالگی عمر کنه چند تا میتونه بخونه؟» ، گفت اگه فعال ترین حالتشو در نظر بگیریم که کسی هفته ای یک کتاب بخونه (سالی پنجاه و هفت تا ) ، در طول شصت و پنج سال میشه سه هزار کتاب ، یعنی یه کتاب خون حرفه ای ، تا آخر عمرش حدودا میتونه 3000 کتاب بخونه و در کل میشه 0/002% از کتاب های نوشته شده .
(چقدر ما آدما کوچیکیم ...)
آنان که محیط فضل وآداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند. (*خیام)
میدونید قبلا فکر میکردم خیام شکست نفسی میکنه و میگه از آمدنم نبود گردون را سود ، میگفتم بابا طرف مخ ریاضی بوده ، دقیق ترین تقویمو ابداع کرده ، تو ریاضی چندیدن فرمول به جا گذاشته ، ستاره شناس و منجم بوده و در نهایت یکی از بزرگترین شعرای ایران بوده که فلسفش هنوزم که هنوزه مدرن و قابل تامله ، این قطعا داره شکست نفسی میکنه ، اما الان آروم آروم دارم به این نتیجه میرسم که این مصراع اصلا بی راه نیست و دقیقا یک حقیقت هولناک رو منعکس میکنه ، که چقدر ما آدما کوچیکیم به قول معروف مگسی هستیم که یک آن میاد و یک آن میره . خیلی خودمونو جدی گرفتیم .
ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز
یکچند در این بساط بازی کردیم
رفتیم به صندوقِ عدم یکیک باز!(*خیام)
لعبت به معنای عروسکه
به تعبیری عروسک خیمه شب بازی و اون صندوق عدم هم به معنای پایان پرده و بازگشت عروسک ها به جعبس .
و در نهایت بیشتر به این شاهکار خیام فکر میکنم و هیچ در برابرش نمیتونم بگم :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفت و گوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من (*خیام)
کاش مردم ما بیشتر خیام میخوندن بخصوص گذشتگان....
درود بر روان پاک خیام . 🌹
(روز بیست و ششم خرداد 1405 ، حدود 900 سال فاصله با خیام )