ویرگول
ورودثبت نام
تهمتن
تهمتنباید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
تهمتن
تهمتن
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

سروی لب جاده

لب جاده

سروی خمیده نگاهم میکند

او آنقدر خم شده

که تنها به اندازه یک برگ

با مرگ

فاصله دارد

من میخواهم کمکش کنم

اما میترسم بیشتر بشکند

اینجا باد ها بی رحمند

سرو بیچاره باید برای خود چاره ای بیابند

دیرم شده

از تماشای بیچارگی طبیعت به ستوه آمده ام

باید بروم

سوار کادیلاک کلاسیکم میشوم

روی صندلی جای یک گلدان خالیست

میرانم و میرانم

تا به خورشید برسم

پ.ن: یه موسیقی خفن پیدا کردم تو سبک ملل برای کشور اسپانیا ( ممنونم از خانم مجلل که اینو گفتن )، به نام yo soy ، بینظیره خیلی خوشم اومد ازش .

پ.ن۲: نقاشی از ونگوگ هست ، تازه دارم با هنر نقاشی بیشتر آشنا میشم براش هیجان زده شدم قبلا خیلی بهش نمیپرداختم 🙂😕

پ.ن۳: شعر گفتن خیلی جذابه انگار احساسات آدم شناور میشه روی صفحه ، کوتاهه ولی انگار از همه احساسات حرف میزنه .

۵۷
۳۲
تهمتن
تهمتن
باید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید