
درود دوستان , جامعه شناس یا فیلسوف یا منتقد نیستم اما دوست دارم به عنوان یک شهروند درباره کمدی ها و به طور کلی سینمای اخیر ایران صحبت کنم .
خب من خیلی با سینمای فیزیکی صمیمت ندارم و دلیلش هم ترجیح آثار خارجی بر داخلی برای تماشا هست .
اما از اونجایی که سینما امروز فقط روی پرده نیست بلکه در تلویزیون و کامپیوتر و حتی گوشی هم وجود داره , من کمدی های اخیر ایران رو نه همش بلکه بخشیش رو تماشا کردم .
خب ازونجایی که هنرمند ایرانی در خلق آثار آزادی عمل زیادی نداره و فقط میتونه در دایره های کوچیکی که براش رسم شده خلق کنه و خارج از اونا باید تشریف ببره زیرزمین , کارگردان هم مستثنی نیست و برای تولید فیلمش باید اجازه داشته باشه -کما اینکه باز هم با وجود اجازه اثرش سانسور میشه و این یک کمدی جداگانس خودش - .
خب طبق توضیح سطر بالا ما با یکسری شبه کارگردان ها در سینمای ایران مواجه ایم که بخشی از تفکرات و هنرشون رو روی صحنه به نمایش گذاشتن , البته خیلی ها هم به منصه ظهور نرسیدن و همون ابتدای خوردن خاک صحنه یا به گور یا به خاک کشور بیگانه پرتاب شدن .
از این شبه سینما , ما به کمدی میپردازیم .
من در باب کمدی به شکل تئوری زیاد نمیدونم و از این بابت معذورم اما چیزی که عملا میبینم اینه که خب باید یکسری مضامین داشته باشه به خصوص کمدی تاریک که در بطنش به نقد میپردازه که عمدتا در آثار ایرانی نقد سیاسی هست (که از من بپذیرید بیشتر به شوخی شباهت داره تا نقد ).
تو سینمای ایران که نمیشه پا رو از یک سری دایره ها فراتر گذاشت , فیلم ها هم اینکارو نمیکنن , اما یک نکته ای وجود داره و اونم تظاهره , تظاهر به بیان واقعیت (اگر نخوایم بگیم حقیقت) , اما واقعیتی که نه تنها کامل بیان نشده بلکه آمیخته با دروغه و کادوپیچ شده خدمت مخاطب ارائه میشه .
معمولا وقتی با دوستانتون فیلمی ایرانی رو تماشا میکنید , حین اجرا از این حیث دیالوگ ها از دوستانتون میشنوید .
-اوه پسر دیدی چی گفت ؟ چطور گذاشتن این پخش بشه .
-یا خدا نکنه کارگردانه رو بگیرن .
-اوه پسر تمومه , ببین چی داره میگه , چطور اینا رو میذارن پخش بشه , در رفته از زیر دست سانسور ها .... .
اما قضیه همون داستان تظاهره دوستان , این امکان که اثری از زیر تیغ سانسور فرار کنه یا بخواد چیزی فراتر از دایره های تعیین شده بگه , کمی توهمه .
پس چه چیزی رو میگه و چه چیزی رو نمیگه ؟
همیشه در کمدی های ایرانی ما شخصیت یا گروهی منحرف رو داریم که در نهایت همه چیز به گردن اون (ها) انداخته میشه , در واقع در فیلم از مشکلات روزمره و سیاست های اشتباه صحبت و گلایه میشه اما در نهایت مشکل رو به گردن یک گروه یا فرد (نا)معلوم میندازن , در حقیقت فیلم نه اینکه سیستم بلکه اون شخص منحرف رو به باد گلایه میگیره .
در حقیقت سینماگر نه به علت ها که به معلول ها میپردازه , به عنوان مثال فیلم آقای زالو : سینماگر یک رانت خوار رو نشون میده , این فرد از ابتدا منحرفه خودش رو وارد سیستم میکنه , روی موج سوار میشه , میخوره و میبره و در نهایت فرار میکنه و میره .
این حقیقت که افراد رانت خوار و رشوه بگیر وجود دارن غیر قابل انکاره و هزینه اعمال منحرفانه اون ها هم بسیار مورد نظره اما این پرسش در فیلم وجود نداره : چه قانونی و چه کسانی و چه سیاست گذاری باعث تولید این افراد شده؟
یک رانت خوار که خود به خود به وجود نمیاد , بلکه بهش میدان داده میشه تا رانت خواری کنه , چه کسی بهش میدان داده ؟ و پرسش اساسی : چرا هیچوقت جلوش گرفته نشده؟ , تا جایی که به راحتی از کشور فرار کنه ...
در واقع در فیلم گناه تنها بر گردن فرد منحرف انداخته میشه نه قانونی که منجر به تولید یا حداقل قدرت دادن به اون فرد شده ...
مورد بعدی , کمدی سطحی به اشتباه فاخر خونده شدست :
ما کمدی هایی رو میبینیم که با چشم غیر منتقد هم کاملا سطحی هستن -نه عمق معنایی خاص نه شوخی های ژرف- اما در کمال ناباوری منتقد های عمدتا پولی رو میبینیم که به اون ها لقب فاخر میدن , وارد جزییات نمیشم و نام نمیبرم .
(پیشنهاد میکنم در رابطه با منتقد های پولی ویدیو آخر چنل یوتیوب آقای خشایار سپهری رو تماشا کنید .)
مورد بعدی غیر قابل نقد بودن آثاره , یکی از آفات و بلایای جان یک هنرمند , قابل نقد نبودنه , و در هنر ایران به شدت قابل مشاهدس , کافیه هنرمند جایزه ای برده باشه یا در جشنواره ای نامش رو اورده باشن , از اون وقت ایشون تبدیل به یک قهرمان میشه و از قابلیت نقد خارج میشه , در واقع نه تنها بابت نقد اون فرد به منتقد تاخته میشه بلکه اصلا انتقاد شنیده نمیشه و هنرمند مذکور توجهی بهش نمیکنه (بابا هیچکاک رو هم نقد میکنن🙄).
در واقع هنرمند که اغلب در سینما کارگردان و بازیگر هست , یک دایره کوچکی از افراد صمیمی رو دور خودش جمع کرده و تنها حرف اونا که عمدتا تشویق هست رو سند قرار میده , و این فاجعس .
نمومش آقای محمد رضا گلزار , به چند زبان و به چند روش از ایشون انتقاد شد ؟ شاید پر نقد ترین هنرمند ایرانی ایشونه , اما حتی برای بهبود خودش اپسیلونی تلاش کرد ؟ آیا روی فن بیانش کار کرد ؟ روی حرکات صورتش کار کرد ؟ خیر , در واقع جز توجیح و توجه نکردن به منتقد کار دیگری انجام داد ؟ , در جایی دیدم ایشون اذعان داشتن که در چند رشته ورزشی پیروز بودن و به همین علت میخواستن ضعف بازیگریشونو لاپوشونی کنن , حتی برخی هم پذیرفته بودن و اونها هم به منتقد ها تاخته بودن اما باید گفت : محمد رضا جان این حرفا فایده ای نداره , برو روی بازیگریت کار کن , نمیشه که هر کی تو یه رشته دیگه موفق بوده پس به طور کلی در همه جا موفق باشه ....
و اما نکته بعد یعنی بحران بازیگری در ایران :
این بخش که اصلا به لجن زاری مشابهه و بهتره خیلی واردش نشم , چون در اون صورت باید چهار پنج ساعتی بنویسم.
از عمل های بیش از حد زیبایی که کاملا انتقال حس بازیگر رو خدشه دار میکنه , تا لحن بیان , خلاقیت و مهم تر : ناشی بودن بیش از اندازه بازیگران فرعی و حتی اصلی .
من فیلم هایی رو میبینم که بازیگر فرعی یا اصلی به حدی مبتدیه که حتی در نقش جدی و حتی ترسناک هم تماشگر رو وادار به خندیدن میکنه .
مورد بعدی تکرار بیش از اندازه یک بازیگره , مثال واضحش آقای جمشیدی که انقدر در تمام فیلم ها حضور داره که برای مخاطب حالت تهوع ایجاد میکنه , به حدی این فجیعه که میشه پیش از دیدن فیلمی خاص از ایشون دیالوگ هاشون رو حدس زد دیگه نقش و تفکیک شخصیت و حتی شخصیت پردازی بماند .
از بحران بازیگر که بگذریم که خودش طوماریه -و من به شخصه خیلی خیلی کم میبینم بازیگر خوب در سینمای اخیر ایران -میرسیم به خود کارگردان ها .
خب ناشی گری کارگردان ها آمیخته با محدودیت و سانسور , تبدیل شده به یکی از اساسی ترین ضعف های سینمای کمدی و حتی غیر کمدی .
تا جایی که از چشم من غیر حرفه ای هم کاملا مشهوده که فلان جا قاب چقدر افتضاحه , نور پردازی چقدر ناشیانس , دیالوگ چقدر ابتداییه و .... .
حتی این کارگردان های عزیز میتونن یک بازیگر حرفه ای رو هم با ناشیگریشون زمین بزنن و نابودش کنن .
مثال میزنم : لیلا حاتمی بازیگر خوبیه اما در فیلم تصور , کارگردان به شکل ناشیانه چندین نقش کاملا جدا رو به ایشون سپرده , طوری که لیلا حاتمی از عهده نقش بیرون نیومده و از جایی به شکل فاجعه نقش ها نه تفکیک شده بلکه تکرار همون نقش های قبلیه , همین کار یک ایده جالب رو خراب کرده .
در کل لقب نابود کننده ایده های زیبا رو میشه به این دسته از کارگردان ها داد , بیچاره اون فیلمنامه نویس .
مورد آخر شاهکار پنداری تماشاگراس : یه فیلمی که به مراتب پایین تر از آثار مشابه خارجیه و از لحاظ اصول نقد (طبق گفته منتقد های غیر پولی) سطح پایینه رو به عنوان شاهکار میبینن و مهر بهترین بهش میزنن ، نمونش سریال پایتخت که به عنوان شاهکار اول و آخر سریال های ایرانی شمرده میشه اما از لحاظ سطح کارگردانی آنچنان حرفی برای گفتن نداره ، یا فیلم پیر پسر امسال ، فیلم به نسبت خوبی بود اما اون های و هوی و تعریف هایی که ازش کرده بودن خیلی درست نبود .
یه چیز دیگم اضافه کنم : خواهش میکنم دوستانی که تشخیص میدن یه فیلم ایرانی ببخشید مزخرفه نشینن تا آخرش ببینن و هی وسطش بد و بیراه بگن به کارگردان ، آقا تلویزیو خاموش کن نه وقت خودت رو بگیر نه وقت چشماتو ، البته آزادی میتونی تا آخر ببینی به من چه اصلا .
من متاسفانه فعلا نه منتقد هستم و نه سینما بین حرفه ای , تنها شهروندی هستم در گیر و دار زندگی روزمره اما بسیار اندوهگین برای وضع هنر جامعه که مقصرش خیلی ها هستن -واردش نمیشم چون در اون صورت میان میبرنم - .
امیدوارم سانسور متوقف بشه و خیلی اتفاقای دیگه بیوفته تا سینما ایران بتونه یک فروغ جدید رو تجربه کنه , به امید تولید آثار خوب و حرفه ای , که دیدنشون لذت بخش باشه , خیلی از نکات رو نگفتم و میدونم اما به نظرم همین قدر کافیه , براتون آرزو میکنم شاد و سلامت و در امنیت و آرامش باشید . بدرود . 🌹💛
صمیمانه منتظر کامنتا و نظراتتون هستم اگر به بخشی از متن نقد دارید یا به طور کلی نظری دارید به گوش جان میسپارم .