ویرگول
ورودثبت نام
تهمتن
تهمتنباید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
تهمتن
تهمتن
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

مزرعه طلایی گندم

در میان مزرعه گندم های طلایی

دخترکی قرمز پوش

با ملیله های رنگارنگ و

روسری از جنس باد

آفتاب را میشکافد و میگذرد

در میان مزرعه گندم طلایی

تنها صدای سوسو می آید

رها شدنی از جنس باد

گفته بودم

خانه ام را از باد ساخته ام

به من سر بزن

از جاده میخوانم قدم هایت را

ساز من باد است و

افق دیدم مزرعه گندم طلایی

دشت ها سبزند

سرو ها تکان میخورند

دخترک هنوز میدود

به او لبخند میزنم

او سرش را برمیگرداند

زنان روستایی مقابل خانه

در کنار گاو ایستاده اند

با چهره هایی بشاش مرا میبینند

سگ هایی خوابالود

گاو هایی خنثی

آدمهایی که خیال میکند در شهر خبریست

اما خبر ها دست کلاغ و سرو و مزرعه طلایی گندم است

پ.ن: نقاشی مزرعه گندم از کلود مونه .
پ.ن2: موسیقی Sam Hall از اریک کلپتون .
پ.ن3: مرسی از همه ویرگولیای قشنگی که بهم انرژی میدن 🙏🌹🌿

۶۴
۲۹
تهمتن
تهمتن
باید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید