سلام
این اولین باره که سعی میکنم دهانگشتی بنویسم!
توی ذهنم یه چند تایی چراغ چشمکزن دارم که همین چند دقیقه پیش داشتم با یکیشون بحث میکردم!
بهم میگه اسم این متن رو بذارم "در ستایش مرموز بودن" که با کلاسه
اما من تو اکثر مواقع نمیخوام شبیه عوام باشم!
مثلا؟
این روزا قراره نتایج کنکور منتشر بشه.. نتایجی که برای یه ماشین خیلی راحت معلوم میشن. برای ذهنهای ماشینی هم خیلی راحت انتخاب میشن!
منظورم کیاس؟
کسایی که انتخاب رشته رو بر اساس رتبهشون انجام میدن و فقط به درآمد و خوشگذرونیش فکر میکنن
کسایی که وقتی رفتن دانشگاه اعتقاداتشون رو زیر پا میذارن و تابع جمع میشن
آهای تویی که داری این متن رو میخونی!
اگه ازونایی هستی که وقتی کلمه اعتقادات رو دیدی میخوای گارد بگیری و یجور دیگه بقیه متنم رو بخونی،
بدون که تو هم درگیر دنیای ماشینی شدی!
میدونم.. همه اونایی که وارد این دنیا شدن خودشون نمیدونن که چی شده..
ولی چراغهای چشمکزن ذهنشون خیلی کم نور شده. تازه یه پتو انداختن روش که دیده نشه!
من یه عادت بد دارم که باید روش کار کنم
اونم این که هر وقت چیزی مینویسم طولش میدم آخرشم به این فکر میکنم که پاکش کنم!
همین باعث شد متنم ناقص بمونه چون هشت دقیقه از اذون گذشته و هنوز اینجام
وقتشه که به خدا بگم من نمیخوام تو رو با هیچی عوض کنم
به امید دیدار
۱۲ مهر ۱۴۰۴