ویرگول
ورودثبت نام
Titiy
Titiyفارغ التحصیل گرافیک و گرافیست. (هنرجو تا اَبد.)
Titiy
Titiy
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

آقا فریدون

- انتظار شو نداشت؛ احضاریه رسیده بود

همین روزا بود که باید خودشو برای دادگاه آماده میکرد؛ تو بلوک شهرک هو بلند شده بود که آقا فریدون اسیر طلسم تنهایی شده

یاسی، زن آقا فریدون یکسالی بود که فریدون و تنها گذاشته بود، با آقای قد بلند و سیبیل سیاهِ فرنگی نشین وارد رابطه شده بود؛ مسیر و زندگی یاسی شده بود فرودگاه امام- و خونه پدری ۱۵۰ متری سعادت آباد‌

کار آقا فریدون شده بود پر کردن کاسه با خاکستر سیگار و خالی کردن شیشه های ودکا‌

بیچاره راه دیگه ای جز تسلیم نداشت؛ مذاکره کردن با خدا هم فایده‌ای نداشت، مسخره‌است! مرد گنده اون بالا نشسته و به سیبیل آقا فریدون می‌خنده و چندین احمق از هر فراسوی دنیا اونو پرستش می‌کنن

احمقانه است؛ می‌بینی؛ عدالتی وجود نداره

همه اینارو خیلی بداهه تو نوت گوشیم نوشتم تا برات ایمیل کنم

میدونم که این روزا دلت برای تهران تنگ شده، اما برنگرد، میدونی که راه درستی نیست؛

بلاخره من و آقا فریدون هم یه خاکی برای زندگی مون به سر میریزیم؛ چند روز دیگه دانشگاه ها دوباره جون می‌گیرن؛ اما جای تو، تو خیابون انقلاب خالیه.

۱۴۰۲/۶/۲۴

مسیر زندگیفریدون
۲
۰
Titiy
Titiy
فارغ التحصیل گرافیک و گرافیست. (هنرجو تا اَبد.)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید