Titiy·۱ ماه پیشامشب کمی گریه کردممیترسم؛ و این ترس مرا در این میدان شکست میدهد، شکست میدهد، شکست میدهد!ای تن و دلِ غمگینِ کوچک من، روزی تو را آرام خواهم کرد، با عشق من به ت…
Titiy·۱ ماه پیشکابوی شرقیعزیزم؛ تمام این مدت که در قطعی نت به سر میبرم به سراغ خواننده موردعلاقهام میروم، پشت سر هم Summer wine و Paris summer و گوش میدم و گوش مید…
Titiy·۱ ماه پیشحواله مرگروز ها به دنبال شب و شب ها به دنبال روز؛ عمر و دقیقههام به سرعت داره میگذره ولی همچنان در حالهای از غبار و انزجار گرفتارم، هر لحظه به خود…
Titiy·۱ ماه پیشعباس آبادگاهی اوقات آرزوی میکنم که در آینده نه چندان دوریک خونه نقلی در یوسف آباد/ عباس آباد داشته باشمبا وضعیتی این چنین که دانشجو ارشد هنر- مستاجر…
Titiy·۱ ماه پیش"ن"پیشول پشت پنجره"ن" عزیزم، امروز عزم جزم کردم که دوباره شروع کنم به نوشتن. نوشتن روزمره ها. امروز کمی کتاب خواندم، کمی آهنگ گوش دادم، کمی ف…
Titiy·۱ ماه پیشاسکارلتاز اینجا صدای زوزه سگ ها را میشنوم،در این طوفان به سختی سیگار را میان انگشتانم حفظ کردم.به یاد صدای گریه و ناله زنی که دیشب فریاد میزد می…
Titiy·۱ ماه پیشواژه هامیخواهم دست به قلم بشوم اما تمام واژه ها از ذهنم فرار کرده اندمیخواهم از تو بنویسم اما جوهر این خودکار روانه کاغذ نمیشود.طبق معمول دست بست…
Titiy·۱ ماه پیشآقا فریدون- انتظار شو نداشت؛ احضاریه رسیده بودهمین روزا بود که باید خودشو برای دادگاه آماده میکرد؛ تو بلوک شهرک هو بلند شده بود که آقا فریدون اسیر طل…