ویرگول
ورودثبت نام
Saghar
Sagharرنگ، طعم، و کلام؛ سه تارِ زندگی من. نقاش، قناد، و درک‌کننده‌ی ظرافت‌های ارتباط. روحِ هنرمند، در تکاپویِ درکِ انسان‌ها. دانشجو روابط عمومی | هنرمند | قناد
Saghar
Saghar
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

آیینِ باستانیِ سپنج

سپنج دود کردن؛ از یک رسم قدیمی تا یک عادتِ آشنا بعضی بوها هستند که فقط بو نیستند .یک‌جور حافظه‌اند. بوی دودِ سپنج هم دقیقاً از همان جنس است.

هر وقت در خانه می‌پیچد، انگار یک گوشه از کودکی، مادربزرگ، حیاط‌های قدیمی، سینی مسی و صدای آرامِ «بسم‌الله» دوباره زنده می‌شود. شاید برای خیلی‌ها، سپنج دود کردن فقط یک رسم ساده باشد؛یه مشت دانه‌ی ریز که روی آتش می‌ریزند و دودش را توی خانه می‌چرخانند.اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم پشت همین کار ساده، کلی تاریخ، باور، و حسِ مشترک خوابیده.

سپنج از کجا آمده؟

اگر بخواهیم ریشه‌ی سپنج دود کردن را پیدا کنیم، باید خیلی برگردیم عقب؛به روزگاری که آتش فقط یک وسیله برای گرم شدن نبود، بلکه نشانه‌ی پاکی، روشنایی و حضور مقدس به حساب می‌آمد.

در فرهنگ ایران باستان، مخصوصاً در آیین زرتشت، پاکی و دوری از آلودگی اهمیت خیلی زیادی داشت.

ایرانیان قدیم باور داشتند که جهان فقط از چیزهای دیده‌شده ساخته نشده؛

در کنار جسم، نیروهای ناپیدا هم در زندگی انسان اثر می‌گذارند. برای همین، آیین‌هایی داشتند که کمک می‌کرد فضا، خانه و انسان از آلودگی‌های جسمی و معنوی دور بمانند. یکی از همین آیین‌ها، دود کردن سپنج بود.

واژه‌ی «سپنج» در زبان مردم، همان چیزی‌ست که خیلی‌ها آن را به اسم اسفند هم می‌شناسند.

این رسم، از خیلی وقت پیش بین ایرانی‌ها بوده؛ آن‌قدر قدیمی که معلوم است فقط یک عادت روزمره نبوده، بلکه بخشی از باور فرهنگی مردم بوده است.

قدیمی‌ها اعتقاد داشتند دود سپنج می‌تواند فضا را پاک کند، چشم‌زخم را دور کند و یک جور آرامش به خانه برگرداند.

برای همین، در مهمانی‌ها، بعد از آمدن مهمان، یا وقت‌هایی که احساس می‌کردند خانه «سنگین» شده، سپنج دود می‌کردند.

چرا دودش این‌قدر مهم بوده؟

اگر از زاویه‌ی باورهای قدیمی نگاه کنیم، دود سپنج فقط دود نبود؛نوعی دفعِ انرژی بد محسوب می‌شد. مادربزرگ‌ها خیلی وقت‌ها بدون اینکه وارد توضیح‌های پیچیده بشن، فقط می‌گفتن:

«سپنج دود کن، دلِ خانه سبک می‌شه.»

و راستش، همین جمله خودش یک دنیا معنی دارد.

چون خیلی وقت‌ها آدم فقط به تمیزی ظاهری نیاز ندارد؛دلش می‌خواهد فضا عوض شود، هوا عوض شود، حال‌وهوا عوض شود.سپنج برای همین سال‌ها زنده مانده؛ چون فقط یک رسم نبوده، یک حس خوبِ جمعی بوده.

ریشه‌ی این رسم از کجاست؟

این رسم به باورهای کهن ایرانی برمی‌گردد. در فرهنگ قدیم، خیلی از گیاهان و دانه‌ها را فقط برای خوردن یا سوزاندن نمی‌شناختند؛

برای آن‌ها قداست و خاصیت نمادین هم قائل بودند.

سپنج هم از همین جنس است.

در بعضی روایت‌ها، این دود کردن با باور به پاک‌کنندگی، محافظت از خانه و دور کردن چشم‌زخم گره خورده.

یعنی مردم فکر می‌کردند با دود کردن سپنج، فقط یک بو در فضا پخش نمی‌کنند؛

بلکه دارند یک جور حفاظ نامرئی دور خانه می‌کشند.چرا هنوز هم از بین نرفته؟

چون رسم‌هایی که به احساس آدم‌ها وصل باشند، راحت از بین نمی‌روند.

سپنج هم همین‌طور است.حتی امروز که خیلی چیزها عوض شده، هنوز هم خیلی‌ها وقتی مهمان می‌آید یا وقتی دل‌شان یک آرامش قدیمی می‌خواهد، سراغ سپنج می‌روند.

شاید چون این کار فقط یک آیین نیست؛

یک جور یادآوری است. یادآوریِ خانه‌های قدیمی، دست‌های مهربان، باورهای ساده و زندگی‌های بی‌تکلف.

قدیمی‌ها چرا این‌قدر به سپنج اعتقاد داشتند؟

چون برای آن‌ها خانه فقط جای خواب و غذا نبود.

خانه یک فضای زنده بود که باید از نظر جسمی و معنوی محافظت می‌شد.وقتی مهمان می‌آمد، وقتی نوزادی به دنیا می‌آمد، وقتی کسی مریض می‌شد یا وقتی حس می‌کردند فضا گرفته است، سپنج دود می‌کردند.

این کار فقط برای خوشبو کردن خانه نبود؛

نوعی آیین آرامش‌بخش و محافظتی بود.

در نگاه مردم قدیم، دود سپنج مثل یک سد نامرئی عمل می‌کرد.

چیزی که بدی‌ها را دور می‌کرد و به خانه حس امنیت می‌داد.

ایران باستانفرهنگ ایرانزرتشتاعتقاداصالت
۱۱
۰
Saghar
Saghar
رنگ، طعم، و کلام؛ سه تارِ زندگی من. نقاش، قناد، و درک‌کننده‌ی ظرافت‌های ارتباط. روحِ هنرمند، در تکاپویِ درکِ انسان‌ها. دانشجو روابط عمومی | هنرمند | قناد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید