فقط میخوام کمی راجع به این روزها بنویسم که بمونه واسه بعدا
از تیم خوب ویرگول هم تشکر میکنم اگه مثل دو یادداشت قبلی مانع انتشار اینیکی نشوند.(ممنون)
خب این روزهای بعد جنگ عجیب میگذره آدم انگار در یک برزخ قرار داره که تکلیفت با خودت معلوم نیست.
مثلا نمیدونی باشگاه شروع کنی یا نکنی(چون ممکنه دوباره جنگ شه و همه چی بره رو هوا)، درس بخونی یا نخونی یا...

از طرفی قطعی اینترنت هم اذیت میکنه چون به هیچ محتوایی از یوتیوب دسترسی نداری، نمیتونی بوسیله هوش مصنوعی چیزی یادبگیری، نمیتونی با رفیقات چت کنی چون تلگرام قطعه، تو پیام رسان های داخلی هم نمیتونی با خیال راحت صحبت کنی چون وقتی پیامت سین میشه سه تا تیک میخوره :/
میخوای بیای ویرگول چیزی بنویسی، میبینی فقط میتونی تو انتشارات پست های ویرگول منتشر کنی، بعد هم که میفرستی واسه انتشارات اجازه نشر نمیدن تازه اگر هم اجازه بدن کامنتا بستهست و تبادل نظری نمیشه کرد و خلاصه به صورت کامل چیچیِ بیان رو از دست دادی و این وضعیت معلوم نیست تا کی میخواد ادامه پیدا کنه( مثلا انقد چیچیِ بیان نداری که حتی مجبوری خود واژه رو سانسور کنی که پستت اجازه نشر بگیره)
خیلی مسخره نیست؟ مسخره نیست که بعضیا حق دسترسی به اینترنت چیچی رو دارن ولی ملت ایران نه؟
شعورمون نمیرسه یعنی؟ احمقیم؟ قوه تشخیص درست از غلط رو نداریم؟ چی فرض کردن مارو؟
اگه برای امنیته پس چرا کشورای دیگه نتشون قطع نیست؟
هعی...
ولی آدم باید سر خودش رو با چیزی گرم کنه و ادامه بده دیگه. منم این روزا سر خودمو با درس و کتاب و ساز گرم کردم.
بگذریم
در نهایت امیدوارم این روزها هرچه سریعتر تموم بشن و اتفاقای خوبی که هممون در انتظارشونیم زودتر اتفاق بیوفتن
پ.ن1: میدونم این پست به کیفیت قبلی ها نبود ولی خب چیکار کنم؟؟؟ هرچی مینویسم اجازه انتشار نمیدن.
سه میلیون بار هم ویرایش میکنی و میگی به پیر و پیغمبر این دیگه خیلی در لفافهست!
بازم اجازه انتشار نمیدن. خب آدم میخوره تو ذوقش دیگه :/
ولی باز سعی کردم در همین پست فریاد خاموشی سر بدم ( خداوکیلی اجازه انتشار بده )
پ.ن2: میخواستم یه پست بنویسم درباره .... (😕) ولی دیدم این پست رفیقمون خیلی خوب و روان و به زبان سادست، و هرچیزی که میخواستم بگم رو گفته. خوندنش هم از نون شب واجبتره https://vrgl.ir/ckloO
تو کامنتهاش هم میتونید ببینید مخالفان ..... چقدر بی منطق اند و بهراد سعی داره بهشون بفهمونه ولی تلاش هاش راه به جایی نمیبره! چرا؟! چون عمدا سرشونو کردن لای برف، چشم هاشون رو بستن و گوشاشون رو گرفتن تا نَشنَوَن و با تمام توان خزعبلاتشون رو فریاد میزنن.
پ.ن3: بی صبرانه منتظریم که آقای سمیعی، طهیلگر ثیاصی برجسته قرن، که اتفاقا دارای سواد و تخصص در زمینه تاریخ و فلسفه و اقتصاد و هزار و یک چیز دیگه هستن و برخلاف امثال ما(ظاهر بین های سطحیِ بیسواد) دید خیلی عمیقی دارن بیان و از تحلیل هاشون برامون بگن





مرسی که بودید و خوندید