30 سال بعد از اینکه ادموند جروم مککارتی مدل 4P رو معرفی کرد مدلی توسط پروفوسور رابرت لوتربورن معرفی شد به اسم مدل 4C که اساس اون تمرکز روی 4 مورد بود که بعدها به عنوان رویکرد مشتری محور مارکتینگ جای خودش رو پیدا کرد.
اساس این مدل، این بود که به جای Product باید روی Customer یا Consumer تمرکز کرد.
به جای Price باید روی Cost یا هزینههای کلی مشتری تمرکز کرد.
به جای Place باید روی Convenience تمرکز کرد.
در نهایت باید به جای Promotion روی Communication تمرکز کرد.
همه ما میدونیم که دیجیکالا، سودده ترین کسبوکار دنیا نیست. میدونیم که استارتآپ ها در سال 1402، 0/02 درصد از جریان مالی کشورمون، و در سال 1403 تا 2 درصد جریان مالی کشور رو تحت کنترل داشتند و تازه این در صورت وجود کسبوکار های بزرگی مثل اسنپ و تپسی و هزاران کسبوکاری بود، که مردم برای امور روزمرهاشون بهشون نیاز داشتند.
اما دیجیکالا قطعا یکی از خوشفکر ترین بیزینسهای ایرانه چون قطعا پیشرو سبک تفکرهای مختلفی تو حوزههای کاری خودشه که اونهارو مدیون نیروی انسانی قدرتمندشه و ما بناست تا به تغییر سبک تفکر استراتژیک آدمها در دیجی کالا به عنوان یک سبک فکری بپردازیم.
1. داستان بر میگرده به جایی که دیجیکالا هزینه سنگینی رو متحمل شد تا بتونه انبار خودش رو دیجیتالایز بکنه. قطعا یک کسبوکار توی این سطح باید به فکر بهینهسازیهای جاری خودش باشه اما این تحمیل هزینه به این علت انجام شد که کاربرهای اون بتونند زوتر و بهتر از هر مجموعه دیگری به سفارششون برسند.
2. دیجیکالا شعارش رو به Market Best Price تغییر داد، در صورتی که کمترین قیمت ممکن نبود. دیجیکالا به جای اینکه بگه ارزون ترین گوشیها رو میتونید از من بخرید، گفت تلفنهای من رو میتونید مرجوع کنید، اینجوری ریسک خرید رو صفر میکرد، گفت اگر تونستید با این قیمت و این گارانتی تلفنی پیدا بکنید، میتونید پسش بدید.
3. شاید مدتی طول کشید تا بفهمیم این کسبوکار، هزینه رفتن تا مثلا علائدین رو از روی دوش ما برداشته. اینکه این کسبوکار مارو از خوردن یک وعده غذای بی کیفیت حوالی پاساژ نجات داده و وقت و هزینهمارو توش یک عالمه صرفهجویی کرده که باید اینهارو هم توی هزینه هامون میدیدیم.
4. دیجیکالا از اولین کسبوکارهایی بود که کلاب خودش رو خیلی جدی پیگیری کرد. از قویترین چنل های پاسخگویی کشور بوده و هست و عملا اونقدر درگاههای ارتباطی خودش رو فعال کرد تا ارتباط بین کاربرها و مجموعه دو طرفه باشه.
همه اینها درصورتی بود که میتونست بگه گوشی گوشیه. من تبلیغ میکنم و بیاید بخرید.
احتمالا همه ما یکم دیجیکالا رو از وقتی بهمون گفت بستههامون رو کی به دستمون میرسونه بیشتر دوستش داشتیم. از بیرون میشه دید که دیجیکالا زمان تحویل بسته رو بهمون گفت و این برای این بود که بتونه تجربه بهتری رو بهمون بده.
دیجی کالا زمین بازی خودش رو از سهولت استفاده (Convenience) و مکان (Place) گسترده تر کرد و به داشتن جامعترین Market Place ایران پا گذاشت. اینطوری میشد بی حدومرز ازش خرید کرد. میشه گفت به جای اینکه دیجیکالا از رویای اول خودش که زمین بازی فروش دوربینهای دیجیتال بود به یک کسبوکار همهجا (Every Where) و با فروش همه چیز تبدیل شد.
اینکه عید سال 1403 بستههاتون رو باز میکردید و بوکمارک اژدها توی بستههاتون بود. اینکه دیجیکالا بیشترین استفاده و بهترین استفاده از Product Marketing خودش رو داره میکنه، اینکه دیجیکالا میتونه تبلغات محصولاتی رو که میخواید در بهترین جای ممکن بهتون نشون بده، بهمون نشون میده که یک عالمه آدم تو اوج خوش فکری خودشون با بهترین کمپینها و بهترین شکل پاسخگویی پایه ریزی کسبو کاری رو کردن که بتونه شمع تعامل (Engagement) کاربرش رو روشن نگهداره.
شاید همین تفاوتهای جزئی توی شکل نگاه آدمهاست که باعث میشه یک مجموعه انقدر بدرخشه و هزاران مجموعه تنها کاری که میکنند ساخت تجربه بد برای مشتریه.
شاید تفاوت بلوبانک توی کارت عمودیش نباشه و توی این باشه که هروقت به هر مشکلی برخوردیم تو کمترین زمان ممکن تونستیم به یک آدمی وصل بشیم که تو سریعترین حالت ممکن مشکلمون رو برطرف کرده.
خوشحال میشیم در ادامه مسیر همراهمون باشی.
Channel: t.me/zinpath.com
Support: t.me/zinteam.com