آیا تا به حال به این فکر کرده اید که برای انجام یک کار سودمند و لازم ، اگر مجبور باشید بهتر عمل می کنید یا اگر مختار باشید؟
کمابیش انسان های متمدنی را دیدم که بدون اجبارو به صورت خودجوش کارهایی که لازم است انجام دهند را در زمان مناسب و به بهترین شیوه انجام میدهند احتمالا پاسخ این دوستان به سوال اول اختیار است!
مشخصا این روش روی اندکی از افراد اثرگذار است بر فرض مثال خود من اگر به خودم بگویم که باید این کار را انجام دهی آن قدر پشت گوش می اندازم تا زمانی که وقت چندانی نمانده باشد . و آن جاست که فشار و استرس، مثل یک نیروی محرک عمل میکند و مرا پای کار میکشاند. کاری که اغلب نه به موقع انجام میشود و نه آنقدر خوب که باید.
خلاصه که پس از سال ها تجربه و آزمون و خطا ، به این نتیجه رسیدم که شاید لازم باشد داوطلبانه ترکه ای به دست یک نفر بدهم و از او بخواهم اگر کوتاهی از من دید بی رحم ومروت بر سر من بکوبد بلکه آن زمان، از ترس جانم هم که شده کارهایم را درست و به موقع انجام دهم.
به یاد می آورم روزی درمانده از سوابق ننگین خود به دنبال راه چاره بودم که چشمم به یک تکنیک خورد که گویا برای افراد زیادی چاره ساز بوده:
"جدول یا تقویمی را در نظر بگیرید و هر روزی که کار مورد نظر را انجام دادید باکس مربوط به آن روز را با رنگ قرمز رنگ آمیزی کنید و اگر انجام ندادید با مداد مشکی در آن ضربدر بکشید اگر تنها چند روز متوالی به کار مقرر شده پایبند بمانید به کمک این روش (علائم بصری) دلتان نمی آید توالی رنگ قرمز را به هم بزنید و خودجوش کارتان را انجام میدهید" ..
با خودم گفتم:《 خودِ خودش است! این بار دیگر کارهایم را به موقع انجام می دهم.》
طبق روش گفته شده عمل کرده ام و چهار روز اول کارهایم را انجام دادم و باکس های مربوطه را قرمز رنگ کردم اما روز پنجم دوباره آن را به پشت گوشم هدایت کردم و نتیجه ضربدری بزرگ در خانه مربوط به آن روز بود.
حق با آن فرد بود من شدیدا از به هم خوردن توالی رنگ قرمز کلافه شده بودم و چاره را در درست کردن توالی جدید دیدم این شد که از فردای آن روز توالی از ضربدر های مشکی ساختم و هرگز اجازه ندادم رنگ قرمز توالیم را به هم بزند!
حالا شما بگویید
آیا شما راه دیگری بلدید؟!