ویرگول
ورودثبت نام
زهرا بیت سیاح
زهرا بیت سیاح
زهرا بیت سیاح
زهرا بیت سیاح
خواندن ۵ دقیقه·۶ ماه پیش

چگونه دیالوگ‌های پرتنش بنویسیم؟ | ۵ راه برای افزودن تنش‌ به دیالوگ‌ها

دیالوگ‌های پرتنش باعث می‌شوند مکالمه‌ای که میان کاراکترها جریان دارد جذاب و گیرا شود. اگر تمامی برخوردهای کلامی کاراکترها واضح، سطحی و در کمال صلح و صمیمیت پیش برود، دیالوگ به عنوان عنصری که وظیفه‌اش پیش بردن جریان داستان است، در وظیفه‌اش شکست می‌خورد.

فرقی نمی‌کند دیالوگ بحث و گفت‌وگویی است میان دو هم‌کار، عاشق و معشوق یا قهرمان و شرور. در هر حالت افزودن مقداری هیجان و احتمال وقوع چیزی پیش‌بینی‌ناپذیر به صحنه، حس‌وحال داستان را بهتر می‌کند. خاصه اگر قصد دارید داستانی آلوده به جرم بنویسی.

در ادامه با ۵ روش برای افزودن تنش به دیالوگ‌ها آشنا خواهی شد.


۱.  برخوردهای کلامی را کوتاه و موجز نگاه دارد

گاهی ممکن است جدال کلامی میان دو کاراکتر به درازا بکشد، با این‌حال سعی کن جملات را کوتاه و کنایی نگه داری. کوتاه بودن جملات ۲ فایدۀ اساسی دارد:

اول این‌که به دلیل کوتاه و فشرده شدن، ریتم و سرعت پیش‌روی بالا می‌رود و این کمک می‌کند حالتی از تنش در دیالوگ ایجاد شود و احساسی از اضطراب به خواننده منتقل شود. 

دوم این‌که به دلیل کوتاه بودن، فرصت شرح و تفسیر از دست می‌رود و کاراکترها مجبورند با پرتاب تکه‌پاره‌هایی از اطلاعات گفت‌وگو کنند. این مسئله هم حالتی از تشویش و تنشِ تعلیق‌دار ایجاد می‌کند. چون مخاطب تشنۀ دنبال کردن بحث می‌شود تا بتواند تصویری کامل از ماجرا پیدا کند. 


۲. از تضاد استفاده کن

تنش احتمال وقوع درگیری یا آشکار شدن یک درگیری نهان است. از طرف دیگر درگیری زمانی ایجاد می‌شود که ۲ یا چند کاراکتر سر راه هم قرار بگیرند؛ یعنی اهدافشان با هم در تضاد باشد. حالا یا هر دو بر سر یک هدف رقابت می‌کنند یا به هر نحوی، رسیدن یکی به هدفش باعث می‌شود دیگری نتواند به آن‌چه خواستارش است برسد. 

ایجاد تضاد بین اهداف، خواسته‌ها، نظرها و حتی عواطف و احوالات کاراکترها می‌تواند احتمال ایجاد درگیری را افزایش دهد و جوّ میان آن‌ها را متشنج کند. پس دست به کار شو و کاراکترها را در جبهه‌هایی مقابل هم بنشان.


۳. از کنش‌های غیرکلامی بهره ببر

دیالوگ عنصر مهمی است که می‌تواند حال‌وهوای صحنه را عوض کند؛ فضا را یک‌نواخت کند یا با چاشنی اضطراب و تنش، تند و تیزش کند! اما لازم است یادمان باشد که دیالوگ خشک‌وخالی خیلی وقت‌ها تأثیر چندانی ندارد.

به این مثال دقت کن:

ــ حالت تهوع دارم.

+ همه‌ش تقصیر خودته.

ــ بهتره خفه شی.

در این حالت ما هیچ کنشی از کاراکترها نمی‌بینیم، اما اگر این کلام با حرکت همراه شود می‌تواند تأثیرگذاری بیش‌تری داشته باشد. به مثال بعدی توجه کن:

فرید دست روی پیشانی تب‌آلودش گذاشت و زمزمه کرد: «حالت تهوع دارم.»

سهیل دست‌هایش را روی میز کوفت و فریاد زد: «همه‌ش تقصیر خودته.»

فرید درحالی که دسته‌های مبل را چسبیده بود تا بتواند سرپا شود آرام گفت: «بهتره خفه شی.»

زمانی که حرکات و حالت بدن کاراکترها در کنار کلام‌شان تصویر شود، مخاطب هم می‌تواند ارتباط عاطفی بیش‌تری با متن و کاراکترها برقرار کند، هم تصویر شفاف‌تری از آن‌چه در حال وقوع است دستگیرش می‌شود.


۴. استفاده از وقفه را فراموش نکن

وقفه به شکل‌های مختلفی می‌تواند باعث خلق تنش یا تشدید آن شود. البته پیش از هر چیز باید به یک تعریف مشترک از وقفه برسیم: منظور از وقفه در این‌جا ایجاد وقفه در جریان مکالمه است؛ پس هر چیزی که این جریان را قطع کند یک وقفه محسوب می‌شود و بنا به موقعیت می‌تواند باعث خلق تنش در صحنه و دیالوگ شود.

وقفه شکل‌های مختلفی دارد:

سکوت:‌ در این حالت کاراکتر پاسخی به کاراکتر مقابلش نمی‌دهد.

یک‌باره ساکت شدن: کاراکتر مشغول صحبت است که ناگهان خاموش می‌شود و دیگر کلامی به زبان نمی‌آورد.

هم‌زمان حرف زدن: کاراکتری دیگر میان حرفش می‌پرد یا هر دو هم‌زمان سر هم فریاد می‌کشند.

کنش جسمی: در این حالت کاراکتر به جای این‌که زبان باز کند، یک کنش غیرکلامی ارائه می‌کند. برای مثال بلند می‌شود و می‌رود، لبخند می‌زند، چیزی را پرتاب می‌کند، می‌شکند و از این کارها!

وقفه در فکر: کاراکتر مشغول یک مکالمۀ ذهنی یا بررسی چیزی در عالم خودش است که ناگهان شوکی از بیرون او را از این فکرها بیرون می‌کشد. در واقع وقفه‌ای در جریان گفت‌‌وگوهای ذهنی‌اش ایجاد می‌شود.


۵ . لحن می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

هر کلامی لحنی دارد؛ حالتی که حامل عواطف یا منظوری خاص از طرف گوینده است. کلام می‌تواند حالتی از خشم، غم، ترس، شوخ‌وشنگی، کنایی، شگفتی، تهدید یا هر هیجان دیگری باشد. شاید جمله سؤالی است یا حتی بدون هیچ احساس خاصی است در صورتی که در آن صحنه‌ای لازم است هیجانی از خودش بروز دهد.

این حالتِ حاکم بر جمله را می‌توان از طریق کدهای گفتاری (فریاد زد، زمزمه کرد، نالید) و ساختار جمله و صفات و قیدهایی که در جمله به کار می‌رود منتقل کرد. 


در نهایت این‌که...

از آن‌جایی که تنش یعنی احتمال ایجاد یا تشدید درگیری، هر کاری که بتواند چنین حالتی ایجاد کند، باعث شود حالتی از اضطراب و در خطر بودن به مخاطب منتقل شود، چیزی در پرده‌ای از ابهام نگاه داشته شود یا کاراکتری را برآشوباند، می‌تواند به صحنه و دیالوگ شما تنش اضافه کند.

البته واضح و مبرهن است که این تکنیک‌ها به تنهایی تنشی مصنوعی خلق می‌‌کنند و حتی شاید در صحنه‌ای عاجز شوند از خلق تنش. استفادۀ بی‌رویه هم می‌تواند تأثیرشان را از بین ببرد. 

نکتۀ مهم این است که از هر تکنیک بنا به نیاز صحنه استفاده کنید. شاید در یک صحنه به ترکیبی از روش‌ها نیاز داشته باشید و در صحنه‌ای دیگر یکی دو مورد کفاف دهد. پس حواستان به نیاز صحنه و داستان باشد.

اگر علاقه‌مندی که در مورد روش‌های خلق تنش و تعلیق در دیالوگ بیش‌تر بدانی، به همراه تحلیل نمونه و تمرین‌های عملی، یک سری به این لینک بزن:

خلق تنش و تعلیق در دیالوگ


تنش
۲
۰
زهرا بیت سیاح
زهرا بیت سیاح
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید