reyhane sadeghpour·۴ روز پیشسه شاهد، سه دروغ 🎭ساعت ده صبح بود.کارآگاه فیلو ونس در دفترش نشسته بود و ویولن مینواخت.همکارش، جان مارکهام، با عجله وارد شد و گفت: «ونز، یک پرونده عجیب. آقای…
reyhane sadeghpour·۶ روز پیشسرقت تاج الماس 👑ساعت نه صبح بود.کلیسای سنت مایکل در حومه لندن خلوت بود.پدر براون داشت محراب را مرتب میکرد که صدای نفسنفس زدن مردی از پشت در شنیده شد.لرد…
Ryan (Axon)·۷ روز پیش🔻 آنچه پایین دفن شد | فصل ۳: «مقالهٔ قدیمی»بعضی چیزها پیدا نمیشوند؛ مگر وقتی خودشان بخواهند.
reyhane sadeghpour·۸ روز پیشقتل در باران 🌧️ساعت سه نیمهشب بود.باران شدیدی به پنجرههای اداره پلیس پاریس میکوبید.بازرس مگره چترش را برداشت و بدون اینکه حرفی بزند، سوار ماشین شد.جسد…
Fateme·۱۸ روز پیشمخاطبان «ما میتوانیم» یک سؤال!✨شش چهره در دل تاریکی؛ جایی میان خیانت، راز و جنگ برای بقا.
Fateme·۱۹ روز پیشما میتوانیم، قسمت پنجم:در رگهای تاریکیمانستر در میان کانالهای مخفی شهر، با حقیقتی غیرمنتظره و آشنا در قلب فاضلاب روبرو میشود.
Ryan (Axon)·۱ ماه پیش🔻 آنچه پایین دفن شد | فصل ۱: چالشهمهچیز با یک ویدئوی چندثانیهای شروع شد. سه روز بعد، ما جلوی عمارت ایستاده بودیم.
reyhane sadeghpour·۱ ماه پیشراز نقاشی گمشده 🖼️صبح یکشنبه بود. دکتر واتسن پشت میز تحریرش نشسته بود و خاطراتش را مینوشت.
آکادمی سایهنگار·۴ ماه پیشچگونه برای داستان جنایی دیالوگ بنویسیم؟ | ۱۰ نکته برای نوشتن دیالوگ در داستانهای معمایی و جناییدر این نوشتار با ۱۰ نکته آشنا خواهید شد که کمک میکند دیالوگهای مؤثرتری برای داستانهای جناییتان بنویسید.
آکادمی سایهنگار·۸ ماه پیش۴ نکتۀ مهم در نوشتن پیرنگ معماییدر این نوشتار با ۴ نکتۀ اساسی در نوشتن پیرنگهای معمایی آشنا میشوی.