با سلام به عزیزان ویرگولی....
دوست دارم از مولوی یاد کنم
که از پادشاهان اعجازه چه در شعر و غزل و چه زبان عرفان و فلسفه
میشه گفت از کلید داران اسرار خلقت به زبان شعر و ادب میباشد
اینکه از جایگاه یک مولوی شناس بخوام از ایشا ن بگم در ان اندازه نیستم
نامشان در جهان شناخته شده و در ادبیات و شعر و عرفان و فلسفه نام اشنا هستن.
شاید در جایگاه یک طرف دار و علاقه مند به ایشان و قلمشان.
اینکه در جایگاه یک اسطوره از ایشان تعریف و تمجید میکنم
اول بخاطر لذتی که از قلم ایشان میبرم
دوم وادار کردن مخاطب به تفکر و زبان عرفانی، که در اثرهای خود دارد.
. اینکه تاریخ و بزرگان چه معاصر و چه در گذر زمان به جایگاه این عارف ربانی اعتراف..
و تعریف و تمجید کردن؟
علاقه زیاد من به عرفان و علوم باطنی
و نوع قلم ایشان باعث میشه در مسیر یاد گیری و لذت بردن از بیان و تلنگر های نفسانی ایشان بهره ببرم..
برای همین میخوام....
شما عزیزان رو از هفت پند ایشان که در زبان عرفان توجه به ظاهرو باطنه.
و نماد مهر ورزی و عشقه برای تمام ادمیان و میدانم شما نیز لذت میبرید
مولوی هفت پند برای تمام مردمان داره که ظاهر و باطن ان پر از سخن و فهمه که ما را وادار به تفکر میکنه
. برای دوست داشتن هم .
و چه زیباست پندش...
شب باش..... در پوشاندن خطای دیگران...
خورشید باش.... با شفقت و مهربان...
خاک باش.... متواضع و فروتن...
دریا باش... در کنار امدن با دیگران....
کوه باش.... محکم و خاموش....
رود باش.... سخاوت مند و جاری....
و در اخر خودت باش.... همان گونه که مینمایی......
میخوام بگم
ادم میتونه هم خوب باشه و هم بد
ادمها چیزی دارن دیگر مخلوقات ندارن و یا کمتر بهره بردن؟
و ان انتخابه و اندیشه .
گاهی به خودم میگم کجا داریم میریم و چکار میکنیم
... با توام اشرف مخلوقات....؟
های ننفسانی