ویرگول
ورودثبت نام
N.B
N.B
N.B
N.B
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

مغازه خودکشی

*چرا تصویر روی جلد با تصوراتم همخوانی نداره؟
*چرا تصویر روی جلد با تصوراتم همخوانی نداره؟

وقتی کتاب صوتی مغازه خودکشی رو شروع کردم ،از لحظه اولی که صدای آقای شکیبا رو شنیدم عاشق داستان شدم ؛برای تک تک کسایی که تقاضای خودکشی داشتن اشک ریختم مخصوصا برای مادری که فرزندش از همین مغازه گلوله خریده بود اما با تمام غمی که حس کردم به شجاعت اونا غبطه خوردم و فکر کردم چقدر جالب میشه وقتی که تولد و شیوه زندگیمون به ما تحمیل شده یه پوزخند به روزگار بزنیم و بگیم * این منم که تمومش می‌کنم*.
شخصیت اصلی و نقطه عطف ماجرا آلن بود ،آلنی که از لحظه اول شاد بود و برای من عجیب ،زمانی که پدرش به اجبار اون رو به یک پایگاه نظامی فرستاد من با خودم می گفتم اینجا دیگه آخر کاره و ناگه تمام صحنه های سریالی که بچگیم دیده بودم و پسرک سرباز وقتی برگشته بود هیچ غذایی نمی خورد چون معتقد بود یکی به خاطر این غذا کشته شده جلوی چشمم میومد و میگفتم این آلن دیگه آدم سابق نمی شه ؛وقتی برگشت گمونم از همه متعجب تر و ذوق زده تر من بودم.

اما کم کم که نمیشه گفت همون لحظه ای او خودش را رها کرد و پایین افتاد فهمیدم او *هیچ وقت*شاد نبوده تموم سرکوب ها و سرزنش ها و سختی ها جلو چشمم پررنگ شدن و اشک از چشمام جوشید و پایین اومد ،این رو می دونستم که او یک شخصیت خیالیه اما هرچی که بود اون لحظه الگو و کوه بود برای من ،کوهی که به یکباره فرو ریخت .

*شخصیتی که نام آلن از او گرفته شده ،به این یکی واقعا میاد که بخواد خودکشی کنه*
*شخصیتی که نام آلن از او گرفته شده ،به این یکی واقعا میاد که بخواد خودکشی کنه*


بیشتر که فکر کردم دیدم آلن اگرچه شاد نبود اما واقعا شجاع بود ؛او شجاع بود که از دردهایش حرفی نزد ،شجاع بود که برای خوشحالی دیگران تلاش کردو شجاع بود که در بهترین زمان از نظر خودش ، خود فرشته مرگ را صدا کرد و منتظر نموند که خودش بیاد.


*از ونسان هم نمیشه گذشت*
*از ونسان هم نمیشه گذشت*

ونسان هم شخصیت فوق العاده ای بود؛ چه شخصیتی که در واقعیت تاریخ زندگی کرده و به عقیده برخی افراد گوشش رو به عنوان هدیه ای ارزشمند به کسی که شیدای او شده بود هدیه کرد و چه ونسانی که در کتاب مورد علاقه این روزهای من در عین بی حوصلگی همیشگیش شخصیت جذابی بود ؛ونسانی که نه در خواب آرامش داشت و نه در بیداری .



این کتاب هرچی که بود تموم شد و نتیجه ای که من ازش گرفتم این بود که: بیاید منتظر بمونیم ؛منتظر بمونیم تا بالاخره اونهایی که باید ،مارو دوست داشته باشن ،منتظر بمونیم که پذیرفته بشیم ،منتظر بمونیم که هدفمون از خلقت (تنها عبارتی که همیشه از دینی تو ذهنم می مونه) خودش به سراغ ما بیاد و در بدترین حالت منتظر بمونیم شاید زمان بهتری برای مرگ پیدا کردیم .




کتاب صوتیخودکشی
۰
۰
N.B
N.B
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید