ویرگول
ورودثبت نام
ناهید
ناهیدTextrovert
ناهید
ناهید
خواندن ۴ دقیقه·۱۱ روز پیش

مروری بر یک عاشقانه آرام

بسم الله الرحمن الرحیم

جاودانه ی عشق بر بستر امید

     شاید پیش از این رمانهای عاشقانه و رمانتیک بسیاری را از ملل مختلف خوانده باشید. اما باید اقرار کرد تنها با عشقی می توان همذات پنداری کرد که به فرهنگ ما نزدیک تر باشد. ((یک عاشقانه ی آرام)) یکی از بهترین های این ژانر است. ((نادر ابراهیمی)) به آرامی و در کمال صبر، عصاره عشق را در بستر داستانی به مخاطب می چشاند. انتشارات روزبهان این کتاب را چاپ کرده است. گرچه چاپ اول آن در سال 76 بوده است، اما مقدمه ابتدایش در آذر ماه سال 73 نوشته شده است.

     آغاز داستان به سالهای بعد از انقلاب بر می گردد و از زبان گیله مردی است که گویا قصد دارد خاطرات گذشته اش (قبل از انقلاب) را با همسرش مرور کند. مردی از شمال کشور برای پیدا کردن عسل ناب، در سال 55 به آذربایجان می رود و آنجا با محبوب آذری اش آشنا می شود. گرچه دشوار است متوجه شویم آیا اسم معشوق عسل است یا عاشق قصد دارد او را این گونه بنامد؟! 

     اگر عادت به تخیل دارید (لیکن انسان نباید برده عادات شود) حتی زمانی که فیلمی را بر روی پرده سینما تماشا می کنید، این کتاب لبریز از عنصر تخیل است. گویی عاشق و محبوبش در رویایی حقیقی زندگی می کنند و ما همزمان همه ی زندگیشان را هم می بینیم و هم گفت و گوهایشان را می شنویم. معمولا توصیف مفاهیم انتزاعی قدری دشوار است، اما حقا که نادر ابراهیمی بسیار زیبا و با ظرافت از پس این مهم برآمده است. زین پس شاید بهتر باشد قدری تغییر نگرشی بر نظرات کلیشه ای مان  درباره احساسات مردها داشته باشیم.

     در بخشی از کتاب خاصیت عشق را این گونه معرفی می کند: (( سن مشکل عشق نیست، زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند، مگر آنکه تو پیوسته برق انداختن آن را از یاد برده باشی.)) داستان این کتاب همچون فیلمی گاهی به عقب باز می گردد و گاهی در زمان حال می گذرد. به زودی قصه ما را قانع می کند که تنها خیال است که  حقیقت دارد، حتی زمانی که زندگی بسیار واقعی به نظر می رسد. -((آسوده رویا می بافتم. با حضور زنده ی تو، نه در تخیل مه، در واقعیت خیال.)) 

     شاید جمله ی ((عاشقان هرگز تنها نخواهند ماند)) در وهله اول شعاری پوچ و توخالی به نظر برسد، اما این کتاب برای هر عشقی تجویزی شاعرانه دارد. چرا که تنها شعری قدرتمند که از عمق روح آدمی سرچشمه گرفته است، درمانی برای همه ی دردهای بشریت است. اگر دوستدار آن هستید که ((عشق با تمام روزمرگی ها بازهم عشق باقی بماند))، به نصیحت های گیله مرد غریب اما آشنا گوش بسپارید که عاری است از هر گونه سرزنشی برای همه ی ما. 

     او عشق را به احساسات بین یک زن و مرد محدود نمی داند، بلکه عشق را به مادر، وطن و خدا گسترش می دهد. فرقی ندارد از روی حادثه باشد یا ضرورت یا هردو. و این گونه است که عشق هرگز نمی میرد... گاهی که محبوبش را بانوی آذری من صدا می کند، می مانم که مقصود اصالت اوست یا ماه تولد معشوق؟ گرچه تمییز آن چندان مشکل نیست. ((عاشق جدی است، اما عبوس نیست.)) نثر کتاب در عین روانی و فصاحت، بسیار تفکر برانگیز است. حتی کسی که در برابر عشق و احساسات جبهه می گیرد، در نهایت می آموزد که بشر به حقیقت راستین عشق مدیون است. 

     از گیله مرد آموختم که نثر سلیس این جملات را ((به یاد نیاوریم، زنده نگه داریم.)) گاهی گمان می کردم کتابی فلسفی را در بستری رمانتیک می خوانم. مثلا جایی خوانده بودم انسان ها به میزان دوریشان از یکدیگر، فریاد می زنند. شاید همین است که گیله مرد مدام به عسل یادآوری می کند: ((فاصله معیاری است برای انتخاب ارتفاع صدا ! )) هر سطر این عشق، ناگفته هایی شنیدنی برای بحث دارد. باید بارها و بارها هر جمله را با خود مرور کرد.

     در پایان گویی تاریخ عشق تکرار می شود، این بار برای دختر عسل و گیله مرد. آن دو تصمیم می گیرند راهنمایی برای شروع زندگی به عروس و داماد هدیه دهند، کتابی از خاطرات گیله مرد و عسل به نام : ((یک عاشقانه ی آرام)). گرچه جزئیاتی در قصه هست که مجال گفتنش نیست و اگر هم بود، از لطف و جذابیت خوانش آن می کاست. 

     در نهایت حسن ختام را این گونه می نویسم: ((به امید باز گردیم، قبل از آنکه ناامیدی نابودمان کند.))  

پایان

عشقنادر ابراهیمییک عاشقانه آرامکتاب
۴
۰
ناهید
ناهید
Textrovert
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید