
صدای موج مویت
آرام آرام دور میشود
چونان نامهای که در بطری
برای رسیدن به غریقی از کشتی فاصله میگیرد
خانهی امنی بود مرا
پر امید
پر آرزو
زندگی میجوشید
در بالا و پایین امواج
سر بر آوردم تا ماه را ببینم
جلوه نمایی میکرد
دور بود
[خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود]
نامه که به مقصد میرسد
دیگر چشمی منتظر نیست
آرزویی بود که غرق شد