بعد از جلسه دولت با فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال، یکی از منتقدین به حضور در این جلسه در توییتر نوشته بود:
نیما جان، انتظار زیادیه که همنشینی نکنیم با کاسبای تحریم و فیلتر؟ با کسایی که دنبال رانت و پول کثیف هستن؟ یا اینکه میگی این آدما تو اون جلسه نبودن؟ که هر دومون میدونیم که بودن.
میگی کار صنفی، کار چه صنفی؟ آیا این سیستم اصلاح پذیره؟ امیدی داری به اصلاحش؟ من و عطا و خیلیای دیگه، نداریم. اگر امید داری که این سیستم اصلاح پذیره، یک مثال بزن که چی بهتر شده در همه این سالها؟ کجا جواب داده این جلسه و اون جلسه و این به اصطلاح کارای صنفی؟ تا کجا خودمونو گول بزنیم؟ از یه جایی به بعد تصور مذاکره این طرف تبدیل میشه به ابزار زور و استمرار طرف مقابل
انتظار زیادیه یه خط قرمز بذاریم؟
با کمی فاصله در گفتگویی دیگر، فرد دیگری موسس شرکت پیچک را به واسطه فروش VPN (که البته تا جایی که من اطلاع دارم به بازار خارج از ایران بود) ذینفع فیلترینگ نامید. با خبر فراهم شدن دسترسی به یوتیوب/YouTube در دانشگاه تهران هم بحثی پیرامون «اینترنت یا برای همه یا هیچکس» شکل گرفت. چند ماه پیش هم که باز بحث اینترنت طبقاتی بود، یکی معتقد بود که سربازی دانشبنیان هم یه چیزیه مثل اینترنت طبقاتی. این مواجههها برای من شروع یک سوال و تمرین ذهنی بود: حد و مرز این قواعدی که تعریف میکنیم کجاست؟
شاید انتظار داشته باشین یک متن، موضع خودش رو مشخص کنه. امّا این نوشته قراره تا آخر سوال باشه. هدف، فکر کردن به این سوالها و انتخابهاست.

آیا نتیجهی منطق «با کاسبان تحریم و فیلتر نباید همنشینی کرد» همین نیست که با اسرائیل مسابقه ندهیم؟ با کشوری که روابط حسنه با اسرائیل دارد چه؟ با کسی که از اسرائیل خوشش میآید (بدش نمیآید؟) چطور؟ ... با کسی که با ارزشهای ما سازگار نیست «انتظار زیادیه یه خط قرمز بذاریم»؟ یا این خلاف رواداریه؟ مرز رواداری کجاست؟
در جلسه با دولت نباید شرکت کرد چون «امیدی به اصلاح نیست». با امریکا هم مذاکره نکنیم؟ یا در مذاکره باید منافع را در نظر بگیریم؟ مرز منفعت کجاست؟ مرز ناامیدی کجاست؟ چه بشود احتمال آن منفعت به ریسکش نمیارزد؟
وقتی کسی که VPN میفروشد را ذینفع فیلترینگ بدانیم، کسی که نفع غیرمالی (مثل شهرت به واسطه ارائه VPN رایگان یا مبارزه با فیلترینگ) دارد را چرا ذینفع ندانیم؟ صاحب زیرساخت و دیتاسنتری که VPN برروی آن میزبانی میشود چطور؟ تامینکننده برق آن دیتاسنتر چه؟ و...
آیا خریدار VPN هم ذینفع است؟ اگر پول ندهد چطور؟ مثلاً ما که از سرویسهای گوگل و متا استفاده میکنیم و با این کار چراغ کسبوکار آنها را روشن نگه میداریم، داریم به سانسور در چین کمک میکنیم؟
کسی که به امریکا مالیات میدهد و/یا از رفاه زندگی در آنجا بهره میرد را ذینفع و شریک جنایتهایش بدانیم یا نه؟ کسی که در کشوری که همپیمان امریکاست زندگی و کار میکند و چرخ اقتصاد آن را میچرخاند را چه؟ ما که محصولات آن کشور را میخریم چطور؟
آیا باید کسبوکارهایی که به خاطر شرایط خاص (مثلاً تحریم یا کرونا) به وجود میآیند را ذینفع و کاسب آن شرایط بدانیم؟ مرز ذینفع بودن کجاست؟ ما چطور بیرون از این حلقه ذینفعان قرار میگیریم؟
اگر به خاطر «اینترنت یا برای همه یا هیچکس» نباید بپذیریم که مثلاً در دانشگاه یا شرکت محدودیت(ها) برداشته شود، آیا وقتی که همه امکان تهیه VPN نداشته باشند هم نباید VPN بخریم؟ چرا فقط VPN؟ از خورد و خوراک بگیر تا سفر خارجی را هم میتوانیم تا زمانی که همه دسترسی نداشته باشند متوقف کنیم. مرز تعریف «همه» کجاست؟ چرا همه دنیا را شامل نمیشود؟
اگر کسی را که دسترسی دارد لعن و نفرین کنیم، تا کجا و بابت کدام دسترسیها باید نفرین کنیم؟ فقط بابت آنهایی که خودش کسب کرده (مثل ثروت؟) باید او را لعن کرد یا موهبتهای خدادادی را هم (مثل استعداد؟) شامل میشود؟ در هر صورتی باید لعن کرد یا مثلاً امکاناتی که بابت هدف خوبی به کار میروند را باید استثناء کرد؟ تا کجا و چه چیزهایی را میشود به واسطه هدف خوب، استثناء کرد؟