از خیابونای شهر تا بیتهای ذهنم – داستان من، ابوالفضل
سلام، من ابوالفضلام، ۱۷ ساله، یه جوون که همیشه دنبال یه راهی برای رشد و پیشرفت بوده. از همون بچگی، فوتبال برام یه فرار از دنیای واقعی بود، ولی کمکم فهمیدم که تو زمین زندگی هم باید بجنگم. هنوزم عاشق فوتبال و طرفدار دوآتیشه رئال مادریدم، ولی شرایط مالی نزاشت حرفهای برم جلو.
بعد از فوتبال، موزیک شد یه پناهگاه دیگه برام. عاشق رپ ترپیام، از اون جنس که حرف دل آدمو میزنه. شروع کردم به نوشتن، به ریختن احساساتم روی کاغذ، و حالا میخوام اولین ترکمو ضبط کنم. استودیو ندارم، تجهیزات خاصی هم ندارم، فقط یه گوشی دارم و یه عالمه انگیزه. با BandLab دارم یاد میگیرم که چطور موزیکامو میکس و مستر کنم.
زندگی همیشه آسون نبوده، ولی این منم، یه پسر که دست از تلاش برنمیداره. اینجا تو ویرگول میخوام از مسیرم بنویسم، از چیزایی که یاد میگیرم، از سختیها و موفقیتها. شاید داستان من یه روز به کسی امید بده، همونطور که من از داستان بقیه یاد گرفتم.
اگه از این جنس حرفا خوشت میاد، دنبال کن، بخون، نظر بده. اینجا قرار نیست فقط من حرف بزنم، قرارِ یه مسیر جدید با هم بسازیم.
ابوالفضل