
مدتیست که به صفحهی سفیدِ انتشار پست خیره شدهام. وسوسه شدهام آن را با افکارم پر کنم، اما چرا باید این سفیدی را به تیرگی تبدیل کنم؟ بهتر نیست بگذارم این صفحه همینطور بماند؟ آخر راستش را بخواهید صفحات سفید زیبا هستند. این احساس را منتقل میکنند که میتوانند حامل ایدههایی ناب باشند، حال آنکه افکارِ مغشوش من فقط تیرهاند. حیف نیست تاریکیهای درونم را بر این صفحات حک کنم؟ نمیدانم!
نمیدانم چه شد که به ویرگول روی آوردم. چیزی در این ویرگول وجود دارد که برایم جذاب است. میدانید، مثلاً میتوانم از هر چه میخواهم بنویسم. البته گمان میکنم که تفکرات سیاسی جزو مصادیق آزادی بیان در اینجا (و هر جای دیگری در این کشور) به حساب نمیآیند! اما مهم نیست؛ قصد ندارم از سیاست بنویسم. میخواهم از تاریکترین بخشهای وجودم بنویسم. از افکار تیرهای که گاه و بیگاه مرا مورد هجوم وحشیانهی خود قرار میدهند. از بخشهایی از وجودم مینویسم که نه تنها نمیخواهم دیگران آنرا بدانند، که حتی خود از روبرویی با آنها در هراسم.
راستش را بخواهید پیشنهاد میکنم شما هم متنهایم را نخوانید! آخر چه لزومی دارد خود را درگیر نامرادیهای زندگی دیگران کنید، آن هم در حالی که بیشک خودتان هم در رنجهای بیشمار زندگیتان غوطهورید؟ لطفاً این پیشنهادم را جدی بگیرید، چرا که من دوست ندارم بار رنجهایم را بر دوش کسی بگذارم. اینکه اینجا مینویسم هم علت خاصی ندارد، صرفاً احساس میکنم حرفهایم شنوندهای دارد. دیگر نوشتن بر روی کاغذپارهها فایدهای برایم ندارد. بنابراین نیازی نیست شما اجازه دهید این رنجها شما را آزار دهد، یا از زیباییهای زندگی محرومتان سازد. من اینجا صرفاً در حال صحبت کردن با خود هستم.
علت دیگری که ویرگول را برایم جذاب میکند این است که اینجا میتوانم ناشناس بنویسم. این خود باعث میشود که درگیر خودسانسوری نشوم و صادقانه با خودم روبرو شوم. میتوانم در پلتفرمهای دیگری هم بنویسم اما در بقیهی پلتفرمها آخر کسی پیدا میشود که مرا بشناسد و همین خود مایهی دردسر است. نمیخواهم موقع نوشتن بیش از اندازه حرفهایم را تحلیل کنم. میخواهم بدون فکر کردن صرفاً از احساساتم بنویسم. نمیخواهم نگران باشم که مثلاً فلانی چه برداشتی از نوشتههایم میکند.
مزیت دیگر اینجا نسبت به پلتفرمهای دیگر عدم محدودیت لغات است. مثلاً همین نوشتهی بیسر و ته من را در نظر بگیرید. چند کلمه است؟ 500 تا؟ یا بیشتر؟ همینش برایم جذاب است! در ایکس باید نگران این موضوع هم باشم اما اینجا بدون محدودیت مینویسم. در اینجا میتوانم اجازه دهم لغات برای خودشان اعلام حضور کنند، نیرو جمع کنند، ارتششان را گسترش دهند و بدون هیچ مانعی از ذهنم بر این صفحهی سفید نقش ببندند.
بگذریم... این همه نوشتم که بگویم قرار است از احساساتم بنویسم و به دنبال پاسخی برای سوالات بیپایانم باشم، و عاجزانه خواهش کنم که افکار خود را با خواندن نوشتههای من تار نکنید.