در جهانی که شعور بسیاری برای شناخت بزرگان کم بود، مادری زیست که احترامش فراتر از زمان و مکان است. درب خانهاش را آتش زدند، در حالی که باید کوچهاش را آب و جارو میکردند؛ باید منتظر میماندند تا قدمی بردارد و جای قدمهایش را بوسه می زدند. او نماینده خدا بر زمین بود، مایهی خیر، برکت، و روشنی دلها.

فاطمه را میگویم… دختر نبی اکرم(ص)، مادری هجدهساله که در هجده هزار سال هم به شناخت کاملش دست پیدا نمی کنیم. مادری که نامش برکت زندگی است و با یادش شفای بیماران و آرامش جانهای خسته ممکن می شود. مهربان مادری که نور وجودش، چراغ راه حقشناسان در تاریکیهای سیر معنوی است.
آن لحظه که در به پهلویش خورد، عالم لرزید. خدا میداند چه گذشت در آن ثانیههای درد و مظلومیت… و ما، پس از قرنها، هنوز با ارادت و اشک، زمزمه میکنیم: سلام ای سرچشمهی مهر و عظمت ،سلام ای مادر عالم، سلام ای فاطمهی زهرا
عباس هرارانی