
در طول سالهای تحصیل در دانشگاه همیشه این پرسش را از دوستان و همکلاسیها شنیدهام که چرا ما که وارد رشتهی مهندسی شدهایم باید دروس عمومی بگذرانیم؟ مهندسی را چه به ادبیات و تاریخ و قران؟! وقتمان را بیهوده صرف مسائل نامرتبط کنیم که چه؟ البته این مساله در رشتههای پزشکی، علوم پایه و علوم انسانی هم صادق است و شما میتوانید به جای مهندس در این نوشته، از هر عنوان دیگری نیز استفاده کنید.
خلاصه پس از آن سالها، هرگاه مسالهای در کشور در میگیرد یاد این پرسشهای آن دوران میافتم و هر بار به اشتباه بودن چنین نظراتی بیشتر پی میبرم.
مهندسی که درکی از تاریخ کشورش و جهان ندارد در بزنگاههای تاریخی کجا میایستد؟ آیا قرار نیست هیچ نقشی در تحولات اجتماعی ایفا کند؟ آیا آیندگان از ما میپذیرند که صرف تخصص در زمینهای خاص، با تصمیمهای اشتباهمان، کشور را به پرتگاه بکشانیم؟
مهندسی که تاریخ نداند چگونه به نقشه جغرافیایی نگاه میکند؟ چگونه باید بداند که اگر ما روز استقلال یا تاسیس نداریم یعنی چه؟ چگونه باید بفهمد که چرا مادورو دزدیده میشود؟ یا چرا ارتباط ما با آمریکا چنین است؟ و هزاران یای دیگر!
آیا مهندس فقط ابزار میسازد یا همزمان دارد کشور میسازد؟
مهندسان معمولا دوست دارند بدانند که این قطعهای که در حال طراحی و ساخت آن هستند در کجای یک سیستم و طرح بزرگتر نقش ایفا میکند. پس چطور میتوانند به دانستن نقش خودشان یا محصولشان در تاریخ و تمدن کشور بیاعتنا باشند؟
مهندسی که حافظ و سعدی نخوانده و شاهنامه نمیداند چگونه میتواند به ابرقدرتی ایرانزمین در فرهنگ و ادبیات پیببرد؟ چگونه باید به خودش افتخار کند و نگاه از بالا به پایین کشورهای کمتمدن با کتابتاریخهای چهلبرگ که سراسر وحشیگریست را نپذیرد؟
مهندسی که با توسی و خیام و خوارزمی و ابنسینا و صدها دانشمند برجستهی دیگر آشنا نیست چگونه به نقش ایرانزمین در تاریخ علم پی ببرد و وقتی به دانشگاهی در فلان ایالت کشور اشغالی سرخپوستها میرود و میشنود که هرچه علم هست از غرب شروع شده باور نکند؟
آیا مهندسان قرار نیست فرزندی تربیت کنند؟ آیا فرزندانشان قرار نیست ایرانی باشند؟ آیا نمیخواهند فرزندشان به خودش افتخار کند؟
آیا مهندسان نمیمیرند؟ آیا مهندسان سفر آخرت نمیروند؟ آیا قرار نیست درباره اعتقادات دینی چیزی بدانند؟ من نمیگویم بخوان تا اعتقاد داشته باشی. میگویم بخوان تا بدانی و آنگاه هم به خودت کمک میکند و هم درکی از اجتماعی که در آن زندگی میکنی خواهی داشت. آنگاه خواهی دید که آیا دین مسالهای فردیست یا کارکردی اجتماعی دارد؟ نقش دین در سیاست چیست یا چه باید باشد؟ آیا سیاست کشورهای غربی آنگونه که مدعی هستند غیرایدئولوژیک است یا خیر؟ آیا هویت یک ایرانی را میتوان بدون امام حسین تعریف کرد؟