
بعضی مقالهها مثل لباسهاییان که هرچی وصلهشون میکنی، درست نمیشن.
نه خوشفرمن، نه کسی دیگه میپوشهشون.
اونوقت بهترین کاری که میتونی بکنی اینه:
بندازشون دور.
و از اول یه چیز جدید، اندازهتر، دقیقتر بساز.

اگه اینا رو دیدی، بدون وقتشه:
اصلاً هدف نداره. نه مخاطب، نه پرسونایی
خیلی کلیه. درباره همهچیز حرف زده، ولی هیچی هم نگفته
انقدر بیساختاره که بازنویسیش، بیشتر از نوشتن از صفر زمان میبره
کلمهکلیدی درست نداره، یا اصلاً معلوم نیست موضوع مقاله چیه
تو این حالتها، بازنویسی فقط وقت تلف کردنه.
تصور کن قراره یه مقاله درباره "سئوی محتوایی برای فروشگاه اینترنتی" بنویسی.
اگه نسخه قدیم مقالهت فقط یه مشت تیتر و تعریف مبهمه،
سریعتره که یه مقاله جدید بنویسی با این مسیر:
پرسونای مشخص: مدیر فروشگاه آنلاین تازهکار
دغدغه: دیده نشدن صفحات محصول
ساختار: مقدمه، اشتباهات رایج، راهکارهای تستشده
و یه پایان مفید با CTA سبک (مثلاً لینک به مقاله مکمل)
اینطوری مقالهت هم هدف داره، هم دیده میشه، هم رتبه میگیره.
هر مقالهای که منتشر میکنی، یه نمایندهست از برندت.
اگه ضعیفه، آشفتست، قدیمیه، یا بیهدفه، اعتماد رو کم میکنه.
پس گاهی حذفش، بهتر از نگهداشتنشه.
و مقالهی جدید میتونه جاشو بهتر از قبل پر کنه.
بازنویسی خوبه. ولی نه همیشه.
گاهی لازمه دل بکنی. بندازی دور. و با یه نفس تازه، از نو شروع کنی.
مقالهنویسی فقط نوشتن نیست. تصمیمگیریه.
تو کانال تلگرامم یه مثال واقعی گذاشتم از یه مقاله قدیمی که انداختم دور و نسخه جدیدش تو ۲ هفته اومد صفحه اول. خواستی، پیداش کن 😉