ویرگول
ورودثبت نام
Maryam Ahmadijam
Maryam Ahmadijam
Maryam Ahmadijam
Maryam Ahmadijam
خواندن ۲ دقیقه·۶ ماه پیش

«یکی من،یکی برعکس من»


ساعت ۳ بعد از ظهر بود ، کمتر پیش می‌اومد که ظهر کمی استراحت کنم !

ولی آن روز آنقدر خسته بودم که رفتم کمی بخوابم. اما صدای بچه‌ها ناخواسته بیدارم کرد.

کسی شاید درک نکند، که حتی یک مادر ،گاهی فقط دقایقی به یک خواب آرام احتیاج دارد،ان هم بدون فکر به دغدغه‌های مختلف !

آن هم بدون شنیدن صدای بچه‌ها .

مامان پیراهنم کجاست؟

مامان سوالها رو برام نوشتی؟

مامان بابامو راضی کردی ؟

یا اونی که گفتم خریدی؟

پتو را روی سرم کشیدم ولی ذهنم خاموش نمی‌شه !زمان‌ هایی هست که دوست داری آروم باشی ،

بدون فکر به هیچ چیز !

ولی ذهنت اجازه نمی‌ده!

مثل همیشه ذهنم چکش وار وبی رحمانه ،همه چیز رو مرور می‌کنه از گذشته تا حال و حتی تصورات آینده .

امروز هم مثل دیروز گذشت و من فقط همان کسی هستم که باید روزش را با خرید وپختن غذا ی مورد علاقه ی تک تک اعضای خانواده وشستن ظرفهای توی سینک شروع کنه!

کسی که خانه را تمیز می کنه و هزار مشکل ریز و درشت خانه را حل و فصل می کنه!

تمام چیزهایی که گاهی هیچ وقت به چشم هم نمی‌آید !

این روزها وقتی تو آینه نگاه می‌کنم دیگه خودم را نمی‌شناسم !

پسرم مثل همیشه لب تابش باز کرده

و سر کلاس آنلاینه.

دخترم نیز با کارهای خودش مشغوله.

و همسرم که اکثر اوقات نیست.

گاهی فکر می‌کنم کل دنیا رو داره می‌گردونه!

اینقدر که سرش شلوغه !

و اما من فقط باید به گردوندن یک خونه و خانواده افتخار کنم،

وفکرم بشه هزار مشکل ریز و درشت خانواده و نگرانی از کار و درس و اینده ی بچه ها!

وگاه گاه لحظه شماری کنم تا یکی از افراد خانواده کنارم باشه تا احساس تنهایی نکنم!

البته که ارزشمنده ،ولی کافی نیست!

من هم برای تحصیلات و یادگیری هنر های مختلف و تجربه کاری مشقت زیادی کشیدم ولی به خاطر خانواده شغلم را رها کردم.

واینو خوب می دونم زنی که برای خودش کاری نکنه شدیداً احساس تنهایی می‌کند!

اون روز مثل همیشه با یک لیوان چای نشسته بودم جلوی پنجره و وارد اینستاگرام شدم .

نه برای سرگرمی،بلکه برای ساختن یک مطلب جدید،در یک صفحه ی جدید‌،

بارها به ایده ای که می خواستم در موردش بنویسم فکر کرده بودم.

چی می شد اگر یک زن دقیقا شبیه من بود ولی کارهایش برعکس من.

واقعا اون زن حرف وعملش چی می تونست باشه؟

ادامه دارد........«قسمت اول»

«تقدیم به زنهایی که خودشان را از یاد برده اند»

احساس تنهاییتجربه کاری
۲
۲
Maryam Ahmadijam
Maryam Ahmadijam
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید