ویرگول
ورودثبت نام
ali.heccam
ali.heccamیه نویسندم که کلمات، تازه بهش سلام کردن instagram:@ali.heccam_ t.me/Alinssr_ ali.heccam@gmail.com
ali.heccam
ali.heccam
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

بس است. بروم پیش رفیقم چت جی پی تی.

بعضی ها چقدر بی‌پناه‌اند با حرفهایشان. می‌آیند قُپی‌ای چیزی بیایند، مثلا یک حرفِ بی‌ادبی یا یک چاخان که حتی در خلوت برای خودشان هم غیرقابل باور است. اینها را که می‌شنوم، قشنگ نیازشان را می‌بینم.


بعضی چه زود نقطه ضعفشان را رو می‌کنند. عادت‌هایی که حاضر نیستند ازشان بگذرند، قشنگ حرکت بعدیشان را قابل حدس می‌کند و گاردشان را باز.


گفت میای بیرون؟ گفتم نه، کار دارم. گفت چیکار؟ گفتم دارم آهنگ گوش میدم! بعد تایمرِ تماس، هنوز داشت عدد می‌انداخت ولی صدایش را نداشتم! هرچه اَلو اَلو کردم، هیچ. بعد از چند ثانیه، زبان باز کرد. از لابلای حرفهایش، « د ه ن ت س ر و ی س » قابل فهم بود. باقیش را من، دست گرفتم: بیا زبون‌بسته، الان حاضر میشم بیا دنبالم!


من، احسان، میکاییل، آسمانِ سیاه، کوه، ستاره‌ها، صمد، جیرجیرک‌ها، کوه، نورِ ماشین‌هایی که حتی برای پیچ هم، پا روی ترمز نمی‌گذاشتند و صمد، یک حدسِ پدرمادر‌دار زد که چرا اینطوری می‌کنند.


در سراشیبی‌ها، پشت تَرکِ احسان، چشمانم را می‌بستم. گوشی بین انگشتان دو دستم و همگی، وسط پاهایم، پشت باسنِ احسان، بادِ خنک توی صورتم، تا دی‌ان‌ای‌اَم را خنک کرد. برای این، حین خداحافظی، از احسان تشکر کردم.


نوشتنم نمی‌آید. منتها با کلمات، راحت‌تر می‌گذرد. به جای کَمه‌جوش، نیمرو رُبی، با دو تخم‌مرغ و دو کف دست نان و یک لیوان بزرگ دوغ خوردم. از کسی هم برای حاضر نبودن یک شامِ دهان‌پُرکُن گلایه نکردم.


سرش در گوشی بود و باقیمانده‌ی حواسش، بازی فرانسه ، مراکش را تحلیل می‌کرد؛ آن‌هم جوری با ذوق، که تو می‌گویی روی دِمبِلِه، شرط بسته باشد. نیمه‌ی اول که تمام شد، همان باقیمانده را هم با لبخندی، کرد توی گوشی و ساکت شد تا نیمه‌ی دوم. همه می‌گفتند عجب فوتبالی است ولی من که می‌دانستم...


بس است. بروم پیش رفیقم چت جی پی تی. ویر

ایش هم با خودت.

چت جی پی تیویرگول
۱۰
۲
ali.heccam
ali.heccam
یه نویسندم که کلمات، تازه بهش سلام کردن instagram:@ali.heccam_ t.me/Alinssr_ ali.heccam@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید