ویرگول
ورودثبت نام
علی بهنام
علی بهناممن علی‌ام، 18 سالمه و علاقه مند به حوزه اقتصاد و مدیریت و مشاوره هستم. گاها از نوشتن برای به اشتراک گذاری تجربه هام استفاده میکنم.
علی بهنام
علی بهنام
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

خداحافظی با خودکارِ قرمز و دفترچه‌های گمشده

خداحافظی با خودکارِ قرمز و دفترچه‌های گمشده: چطور با یک اپلیکیشن، اعصاب خودم و مدیرعاملم رو از خطر حتمی نجات دادم

یادش بخیر، قدیما یه دفترچه چک‌لیست داشتیم که جلدش کنده شده بود و لای صفحاتش پر بود از تکه‌های پیتزا.

امروز صبح که برای صدمین بار داشتم توی ایمیلم دنبال فایلی می‌گشتم که مطمئن بودم "همین دیروز" فرستاده بودم، یه لحظه به خودم اومدم. دیدم چهار تا تب باز کردم، توی تلفنم دارم اسکرول می‌کنم و توی دلم به مدیرعاملم فحش می‌دم که چرا انقدر شلخته‌ام.

بعد چشمم افتاد به نوتیفیکیشن یه اپلیکیشن که نوشته بود: "یادت نره جواب ایمیل فلانی رو بدم".

واقعیت تلخ این است: ما ملتِ "چک‌لیست نوشتن" نیستیم. ما ملتِ "چک‌لیست گم کردن" هستیم.

بیایید با هم روراست باشیم. چند بار توی ویرگول مقاله‌های مدیریت زمان و "چطور منظم باشیم" رو خوندیم و ذوق کردیم و برای سه روز تبدیل شدیم به آدم‌آهنی‌های منظم و بعد دوباره برگشتیم به همون آش شله‌قلمکار سابق؟ مشکل از اراده‌ی ما نیست. مشکل از ابزار ماست. کسی که عاشق خودکار و کاغذ و صدای خط خطی کردنه، نمی‌تونه با یه اپلیکیشن خشک و خالی رابطه برقرار کنه.

مگر اینکه آن اپلیکیشن، درست مثل مغز شلخته‌ی ما کار کند، اما نتیجه‌اش شبیه مغز ایلان ماسک باشد.

چرا چک‌لیست‌های سنتی دیگر فقط مُسکن هستند، نه درمان؟

من نویسنده‌ی این مطلب، تا پارسال یه آدم "صد در صد کاغذی" بودم. فکر می‌کردم اگر چیزی رو با دست ننویسم، وارد حافظه‌ی بلندمدتم نمی‌شود. ولی خب، وقتی مجبور می‌شدی وسط جلسه با یه خودکارِ بدون جو ژست یادداشت‌برداری بگیری، یا وقتی چک‌لیست سفر رو توی خونه جا می‌گذاشتی، کم‌کم به این نتیجه رسیدی که این روش دیگر فقط برای اعصاب‌خردی خوب است.

از آن بدتر، چک‌لیست‌های سنتی صرفاً یک لیست انجام‌دادنی هستند. در حالی که زندگی واقعی ما یک سیستم درهم‌تنیده از پروژه‌ها، ایده‌ها و یادآوری‌هاست.

بیایید با مثالی از دلِ خودِ کارهای طراحی و برنامه‌نویسی (که محیط اصلی ویرگول هم هست) حرف بزنیم.

فرض کنید دارید یک اپلیکیشن می‌سازید. همه می‌دانند که اولین تجربه‌ی دیداری کاربر با اپلیکیشن، همان Splash Screen یا صفحه‌ی آغازین است. آن سه ثانیه‌ای که سخت‌افزار در حال بالا آمدن است و کاربر منتظر است ببیند برنامه قفل کرده یا دارد بالا می‌آید .

خب، چک‌لیست سنتی چی می‌گوید؟ می‌گوید "طراحی Splash Screen: انجام شود".

اما سیستم مدرن چه می‌گوید؟ می‌گوید: "یادت باشد Splash Screen نباید مانعی کندکننده باشد. آیا انیمیشنش سنگین است؟ آیا کاربر حس می‌کند برنامه کِرَش کرده؟"

این تفاوت یک To-Do List با یک Operating System برای زندگی است.

فرمول جادویی: از "انجام بده" تا "چطور انجام بده"

اگر شما هم مثل من عادت دارید همه‌چیز را در تلگرام(هرچند این روز ها باید از روبیکا و امثالش استفاده کنیم) برای خودتان فوروارد کنید و بعد در میان انبوهی از مسیج‌های فامیل گم شوید، وقتش رسیده کمی برگردیم به شعور ابزاری.

توی پروژه‌های طراحی تجربه‌ی کاربری (UX) یک درد مشترک وجود دارد به نام ثبت‌نام اجباری.

ما می‌دانیم که ۸۶ درصد از کاربران یک وب‌سایت، اگر در ابتدای راه مجبور به ثبت‌نام شوند، از آن وب‌سایت خارج می‌شوند و برنمی‌گردند. اصطلاحاً به این می‌گوییم نقطه‌ی ریزش مخاطب .

حالا این چه ربطی به زندگی شلخته‌ی من و تو دارد؟

ربطش این است: مغز ما هم دقیقاً مثل کاربران یک وب‌سایت بدقلق است. وقتی صبح دوشنبه یک چک‌لیست با ۳۰ آیتم جلوی چشم مغزمان می‌گذاریم، مغز ما همان کاربری می‌شود که صفحه‌ی ثبت‌نام را می‌بیند. "پناه بر خدا... بکش بیرون!"

پس راه‌حل چیست؟

من راه‌حل خودم را پیدا کردم و شاید برای شما هم جواب دهد: قانون "یک ستون در میان".

به جای اینکه توی دفترچه بنویسم "جواب ایمیل‌ها"، یک دیتابیس کوچک توی Notion درست کردم که اسمش را گذاشته‌ام "حواست باشه احمق!".

توی این دیتابیس، هر چیزی که یک بار من را اذیت کرده، یک چک‌لیست اختصاصی دارد. مثلاً برای جلسات مشتری: "یادت باشه خودکار شارژ داشته باشی، لیوان آب پُر باشد، لینک گوگل‌میت رو ده دقیقه قبل چک کنی."

حرفِ دلم با تو که این متن را میخوانی

نمی‌خواهم شبیه آن مقاله‌های زرد کلیشه‌ای بنویسم که آخرش می‌گویند "موفقیت در یک قدمی توست".

می‌خواهم بگویم: بی‌نظمی، بخشی از شخصیت ماست. نباید با آن بجنگیم، باید به آن نظمِ درهم‌ ریخته بدهیم.

اگر شما هم تجربه‌ی مشابهی دارید که به خاطر گم کردن یک چک‌لیست ساده، کلی ضرر مالی یا آبرویی دادید، برایم توی روبیکا بنویسید. آیدی من @AliB021ir است.

قسم می‌خورم تنها نیستید. من دیروز داشتم دنبال رمز دوم کارتم میگشتم، دفترچه‌ی چک‌ لیست قدیمیم را پیدا کردم که توش نوشته بود: "رمز دوم را عوض کن و جایی یادداشت نکن". نتیجه اخلاقی: الان خودم هم رمز را نمیدانم.

حالا بگو ببینم، تو از کدوم دسته‌ای؟

۱- هنوز همون دفترچه‌ی کنده‌شده را داری؟

۲- توی تلگرام برای خودت مسیج می‌فرستی؟

۳- یا مثل من تسلیم یه اپلیکیشن هوشمند شدی؟

منتظر فحش‌ها و راه‌کارهای اعجاب‌انگیزتان توی پیویم هستم(و اگر به لطف پروردگار بخش کامنت های ویرگول باز شود همینجا بنویسید).

برنامه ریزیبیزینس پلنعادتروتین
۴
۰
علی بهنام
علی بهنام
من علی‌ام، 18 سالمه و علاقه مند به حوزه اقتصاد و مدیریت و مشاوره هستم. گاها از نوشتن برای به اشتراک گذاری تجربه هام استفاده میکنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید