
درود خدمت شما افرادی که مشتاقانه در روز های تاریک اینترنت غرق در جستجو و یافتن سوالات خود هستید.
پیشاپیش تقاضا دارم به علت محدود بودن کامنت ها رضایت خود را از طریق دنبال کردن صفحه بنده و لایک کردن این مطلب به من برسانید(اگر سوال و انتقادی نیز دارید جلوی شما گرفته نشده! به آیدی روبیکای بنده به نشانی @AliB021ir پیام بدهید.)
در این مطلب روزگار خودم را شرح میدهم و نصیحت هایی به شما میکنم هرچند ممکن است پس از خواندن بیوگرافی بنده کمی مرا مسخره کنید اما خب؛ چاره چیست؟ یک قلم و صفحه خالی دارم و برای هرآنکس که مایل است بخواند مینویسم.
البته این مطلب تماما به شرح حال بنده برنمیگردد بلکه یک نکته فراموش شده هست که قصد دارم آن را برای شما مجددا شفاف کنم و آن هم "یک قدم به عقب" هست.
بگذارید بگویم برخلاف پست های قبلم ایندفعه راجب کسبوکار و بحران نمینویسم بلکه راجب زندگی روزمره به بعضی افراد چاره ی خوبی میدهم.
مقدمه طولانی ای برای مطلب کوتاهم شد؛ بسیار خب برویم سر اصل مطلب.
البته که خودم چنین اسمی برای این سیستم گذاشتم گویا عموم آن را "دوباره فکر کن" مینامند اما این جزئیات را کنار میگذاریم و بحث را باز میکنیم.
گاهی در زندگی پیش میاید که به خودتان میایید و میگویید وای خدای من! من اصلا دارم در زندگیم چه غلطی میکنم؟! و خب اینجا فرصت داریم تا یک قدم به عقب برگردیم.
بگذارید یک استفاده این سازوکار را به شما به عنوان یک مثال نه چندان خوب معرفی کنم:
فرض کنید درحال خرید یک کتاب هستید و قرار است مثلا آن را بخوانید(هرچند میدانید که آن را به این زودی ها یا حداقل یک چهارمش هم نخواهید خواند) حالا مغز شرطی و عاشق خرید ما میگوید بگذار آن را بخرم لااقل یک نمای زیبایی به کتابخانه ام میدهد. اما اینجا جای مکث است! در چنین شرایطی یک قدم به عقب برگردید. به اصطلاح دوباره فکر کنید. آیا این کتاب قرار است جواب من را بدهد؟ آیا مهارتی که لازم دارم در این کتاب نهادینه شده؟ اگر آره آیا همین الان باید آن را یاد بگیرم؟ آیا جواب این پرسش ها واقعا مرا در الزام خرید این کتاب قرار میدهد؟
این مثال را فراموش کنید بهتر است اینگونه بگویم:
قبل یا زمان هر اقدامی سعی کنید در یک برهه زمانی مشخص یک بارش ذهنی سوالی برای خود ایجاد کنید ( امیدوارم با بارش فکری اشنا باشید لااقل آن را در کتاب های "نگارش" دبیرستان خوانده اید ) و اما اگر یادتان رفته که بارش فکری چگونه بوده، تایتل بعدی را دنبال کنید.
یکی از بهترین متد های خالی کردن ذهن است! وای اگر بگویم چقدر عالی است! حتما امتحانش کنید.
راهنمای قدم به قدم:
یک خودکار یا اگر ندارید یک پر کلاغ را به جوهر آغشته کنید( نمیخواهم بهانه ای باقی بماند )
یک کاغد سفید لازم دارید
لازم است بیدار باشید!
یک موضوع را مشخص کنید (داستان،نوشته،بغض در گلو مانده،راه حل و مشکلات)
حالا هر آنچه به ذهنتان میاید بنویسید (اگر دچار مشکلی هستید راه حل هارا بنویسید)
بنویسید
بنویسید
بنویسید
پس از آنکه نوشتید اگر باز هم چیزی به ذهنتان رسید بنویسید.
مرحله دوم:
بیشتر به روی موضوعتان متمرکز شوید و موارد نوشته شده را دسته بندی کنید. یکسری قرار است خط بخورند یکسری فعلا مناسب نیستند یکسری مناسب هستند و یکسری همان چیزی که شما میخواهید. منتها اگر میخواهید همان چیزی که میخواهید را پیدا کنید باید زمان بیشتری را روی فرایند نوشتن اختصاص دهید
فکر نمیکنم زیاد نیاز به توضیح داشته باشد اما خب فردا روز ناراحت میشوم که نصفه نیمه کارم را رها کردم.
در زمان وقوع چنین شرایطی که میگویید "دارم با زندگیم چیکار میکنم؟" شروع به بارش فکری از نوع سوالی کنید.
فرضا بپرسید، آیا اگر الان کاری کنم واقعا شرایط تغییر میکند؟ چرا راهم درسته ولی نتیجه غلطه؟ نکند نقصی در اطلاعات و مهارت هایم داشته باشم؟ از چه طریقی خودم را مشغول کنم که ذهنم مرا دچار عذاب وجدان نکند؟ آیا به خاطر کم خوابی نیست؟ آیا بار بر روی دوشم آن چیزی نیست که قرار بود باشد و مسئولیت بقیه بر روی دوش من گذاشته شده؟ آیا دارم بی توجهی میکنم و کارم را واقعا رها کردم؟
میدانم میدانم اگر الان یک نفر بیاید و بگوید تو که با این نصیحت هایت فقط سردرد مردم را بیشتر میکنی آنها یک سوال داشتند و حالا با چند ده سوال طرف هستند. اما اگر چنین ذهنیتی دارید بفرمایید با همان یک سوالتان شب خوبی داشته باشید آرزوی خوشبختی برایتان میکنم.
بگذریم حالا شما واقعا چند ده سوال دارید. خاصیت این سوال ها این است که پس از جواب دادن به آنها ذهنتان آرام میگیرد. اگر باور ندارید امتحانش کنید ولی از من به شما نصیحت. سوالات آسانی را گزینش کنید چرا که نمیخواهم وارد چاهی عمیق تر شویم اینجا هم دقیقا مثل دوز دارویی است که دکتر تجویز میکند و میگوید هفته اول روزی نصف قرص و سپس قرص کامل. پس تقاضا دارم با پاسخ دادن به سوالات ساده خودتان، خویش را آرام کنید.
گفتم این مطلب شرح حال من است و باید بگم بود! شخصا درگیر سوال "الان دارم چه غلطی میکنم؟" بودم و پس از بارش فکری ای که در این مطلب توضیحش دادم و جواب دادن به سوالاتش کمی حس میکنم راهم را شفاف تر کردم
امیدوارم از این کلید استفاده کنید و شما هم مانند من به آرامش بیشتری نسبت به نیم ساعت پیش خودتان حس کنید.
ایزد به همراهتان.
علی بهنام