در اقتصاد جنگزده، اولویت اول و بیرقیب، پول نقد است. طرحهای توسعه و سرمایهگذاری بلندمدت باید متوقف شوند. بقای شرکت به تأمین حقوق و هزینههای جاری وابسته است، نه به رشد رویاگونه.
در زمینه توسعه فروش علمی و اصولی در شرایط عادی، من یک ویدئو دارم که بزودی آن را منتشر خواهم کرد.
اما دقیقاً همینجاست که اشتباه رخ میدهد: «بهرهوری» با «هزینه غیرضروری» اشتباه گرفته میشود و همراه با طرحهای توسعه قربانی میشود.
در صورتی که این دو، از نظر ماهیت متفاوتاند. بهرهوری یعنی با همان پول در حال گردش، خروجی بیشتری تولید کنید. هر اقدامی که بدون افزایش متناسب هزینه، بازدهی را بالا ببرد، واجب است، نه اختیاری.
بهرهوری در بازاریابی، مصداقهای روشنی دارد: بهینهسازی نرخ تبدیل بهجای افزایش بودجه، خودکارسازی تسکهای تکراری، کاهش هزینه جذب مشتری با تحلیل دادههای موجود، یا بازطراحی کمپینهای کمبازده و حرکت از بازاریابی سنتی به بازاریابی داده محور که بنظرم مهمترین مصداق است که هنوز در برخی شرکتها از آن غفلت شده است.
اینها بودجه جدید زیادی نمیخواهند. انضباط و تمرکز میخواهند. دقیقا همان کارهایی که در روزهای اوج فروش و درگیری تیم، مدام پشت گوش میافتند.
پس همزمان دو کار انجام دهید: جریان نقدینگی را حفظ کنید و چراغ بهرهوری را با بازبینی فرایندهای معیوب روشن نگه دارید. شرکت از بحران که بیرون بیاید، نه فقط زنده مانده، که چابکتر و جلوتر از رقبایی است که در این روزها، ترمز هر مخارجی را کشیده بودند.