ایران را میشناسیم؛ سرزمینی که در آن، تصمیمهای بزرگ همواره گروگان یک «بعداً» مبهم بودهاند. اهمالکاری در این دیار، ریشهای فرهنگی و تاریخی دارد: صبر میکنیم ببینیم بعد از انتخابات ریاستجمهوری چه میشود، بعد از انتخابات مجلس چه پیش میآید، ماه رمضان تمام شود، محرم و صفر بگذرد، عید نوروز بیاید و برود.
ما استادان بیبدیل «انتظار» هستیم. اما امروز، این خصلت، زمین بازی جدید و خطرناکی پیدا کرده است: برزخ «نه جنگ، نه صلح». دست روی دست گذاشتهایم به انتظار روشنشدن تکلیف. اما حقیقت تلخ این است: شاید شما صبر کنید، ولی رقیب شما احتمالا صبر نخواهد کرد.
تله انتظار و هزینه پنهان سکون
از منظر علم مدیریت، اهمالکاری در شرایط عدمقطعیت، نه یک عادت، بلکه یک خطای فاحش محاسباتی است. مغز انسان در ابهام، به جای محاسبه ریسک، به «فلج تحلیلی» پناه میبرد. مدیران چنین توجیه میکنند که ما در حال «ارزیابی شرایط» هستیم، غافل از آنکه در حال واگذاری رایگان میدان به رقیبی هستند که همین عدمقطعیت را «فرصت سبقت» تعبیر کرده است. هر روز سکون در این برزخ، بهمعنای فاصلهای است که فردا با هیچ بودجهای قابل جبران نخواهد بود.
چاقوی جراحی تصمیم: کدام کارها؟
یک اصل کلیدی بیان میکند: در مهگرفتهترین میدانهای نبرد اقتصادی، تنها یک ابزار میتواند مدیر توانمند را نجات دهد: جداسازی دقیق «فعالیتهای متاثر از شرایط جنگی» از «فعالیتهای بیاعتنا به موج».
با این دو پرسش، هر پروژه را بررسی کنید:
۱. آیا درآمدزایی/هزینه این فعالیت، مستقیماً به گشایش سیاسی یا رفع تنش نظامی گره خورده است؟
۲. اگر فردا جنگ هم بشود (یا آتشبس دائمی شود)، انجام این کار امروز چقدر به قدرت مانور من میافزاید؟
آنچه از این غربال بیرون میآید، مسیر واقعی شماست: پروژههایی که نه به مذاکرات ربطی دارند و نه به تنشهای منطقهای. این پروژهها را همین حالا با تمام توان اجرا کنید.
تیزکردن شمشیر در گرگومیش صبح
حال، مهمترین توصیه عملی را میخواهم در ارائه کنم:
اکنون بهترین زمان برای انجام آن دسته از کارهای زیرساختی و حیاتیای است که در روزهای اوج فروش و التهاب تیم، آنها را پشت گوش میانداختید.
در دوره رونق، آنقدر درگیر حل کردن مسائل فروش بودید که نوبت به ممیزی فرایندها، بازطراحی ساختار، آموزش عمیق نیروی انسانی، یکپارچهسازی سیستمهای نرمافزاری و تدوین نقشه راه استراتژیک نمیرسید.
این برزخ جنگ، یک پنجره بیسروصدا به روی شما گشوده است. اگر توان مالی انجام آن را دارید، بدانید که دقیقاً در حال سرمایهگذاری روی «کارآیی نهفته» هستید. این یک قمار نیست؛ یک ریسک حسابشده هوشمندانه است.
اگر فردا از این شرایط بیرون بیاییم، شما سوار بر موج رقبا نخواهید شد، بلکه موج در دستان شما خواهد بود. شمشیر شما نهتنها از غلاف بیرون است، بلکه تیز شده است، زیرا در سکوت این برهه آن را صیقل دادهاید.
کلام آخر
نگذارید جمله تکراری «بگذار ببینیم چه میشود»، منطق کسبوکارتان را دفن کند. ترس مدیر باعث اهمال تیم میشود. شما، بهعنوان نفر اول مجموعه، باید ویترین این شجاعت باشید. رقیبتان ممکن است در خواب انتظار باشد، اما شما بیدار شوید و آن کاری را بکنید که به تعویقش عادت کردهاید. امروز را تبدیل کنید به روزی که فردا، چه در جنگ و چه در صلح، از کرده خود پشیمان نباشید.
علیجاه شهربانویی مشاور بازاریابی و برندسازی