
در سالهای اخیر، مفهوم «بازنگری بدون سرزنش (Blameless Post Mortem)» در صنعت نرمافزار به یک استاندارد تبدیل شده است. این فلسفه بر این مبنا استوار است که مهندسان بتوانند بدون نگرانی از مجازات، به شرح دقیق دلایل یک خطا یا حادثه بپردازند تا از تکرار آن جلوگیری شود. اما آیا این روش همیشه بهترین راه است؟ بیایید نگاهی عمیقتر به مزایا و محدودیتهای این نگاه بیندازیم.
بحث درباره بازنگریهای بدون سرزنش ابتدا در حوزههایی مانند هوانوردی و مراقبتهای بهداشتی شکل گرفت. خصوصیات این حوزهها که چنین رویکردی را ضروری کرد شامل موارد زیر است:
به عنوان مثال، سقوط یک هواپیما در یک فرودگاه ممکن است یکبار در چندین دهه رخ دهد، اما باید اطمینان حاصل کرد که فرد مسئول بدون ترس از سرزنش، تمام اطلاعات لازم را ارائه میدهد.
این مدل در صنعت نرمافزار با ویژگیهای متفاوتی اجرا میشود که شامل موارد زیر است:
در نتیجه، بازنگریهای پس از حادثه در نرمافزار، شدت کمتری دارند اما بسیار رایجتر هستند. در واقع، این بازنگریها بخش جداییناپذیر فرهنگ یادگیری و مسئولیتپذیری در نرمافزار شدهاند. اما این نکته نیز وجود دارد که باید بین فرهنگ بدون سرزنش و بیمسئولیتی تفاوت قائل شد. در صورت عدم ایجاد این تفاوت:
در مجموع، معمولاً شدت میانگین حوادث نرمافزاری آنقدر پایین است که عدم تعیین مسئولیت عواقب منفی بیشتری دارد.
بهترین روش، راه میانهای است که هم یادگیری و هم مسئولیت را با هم داشته باشد. ویژگیهای این بازنگریها عبارتند از:
هر مشکل یا خطا باید به یک فرد یا تیم مشخص نسبت داده شود. این مسئولیت میتواند مربوط به:
اگر مسئولیت میان چندین واحد تقسیم شود، معنایش این است که مسئولیت مشخصی وجود ندارد و مسئله حل نمیشود. حتی در مواردی همچون:
فرهنگهای بدون سرزنش اغلب اشتباه برداشت میشوند که یعنی هیچ جریمهای وجود ندارد. اما در واقع مسئولیت باید به شکلی منصفانه اعمال شود:
رویکردهای معمول به انگیزهها اغلب با سوتفاهم همراه است، مثلاً تمرکز صرف روی قوانین یا امتیازدهی که باعث پنهانکاری میشود. یک انگیزه اصلی برای همه کارکنان وجود دارد:
«با صداقت و سلامت عمل کن یا عواقبش را بپذیر.»
بنابراین در بازنگریها باید به تیم گفته شود:
بازنگریهای پس از حادثه در نرمافزار نمیتوانند و نباید کاملاً مشابه حوزههای حساس مانند هوانوردی یا مراقبتهای پزشکی باشند. استمرار در انجام این بازنگریها و تمرکز بر جلوگیری از تکرار بسیار ارزشمند است. اما عدم وجود مسئولیتپذیری و ترس از چالش به تدریج کیفیت و پیشرفت را تضعیف میکند.
رهبران فنی نقش کلیدی در اجرای این تعادل دارند؛ سرزنشگریهای نامناسب و بیجهت میتواند به فرهنگ سمی منجر شود در حالی که غفلت از مسئولیتپذیری، باعث رکود و درجازدن میشود. با ایجاد فرهنگ متعادل و عادلانه، همزمان یادگیری تسهیل میشود و کیفیت محصولات و خدمات به شکل مداوم افزایش مییابد و حس عدالت در تیم جاری میشود.