(هر سامانه پیچیده دو ظرفیت دارد:
قابلیت ایجاد تغییر و قابلیت هدایت تغییر.
وقتی قابلیت سریعتر از هدایت رشد کند، شکاف ایجاد میشود. این شکاف ناپایداری میآورد.
سلول سرطانی دقیقاً همین است. تقسیم سریع (قابلیت) بدون کنترل (هدایت).
قلب در فیبریلاسیون هم همین است. انقباض سریع بدون سیگنال هماهنگ.
شرکت انرون هم همین بود. نوآوری مالی سریع بدون نظارت.
تمدن روم هم همین بود.ارتش قوی بدون حکومت قوی.
این نظریه را با داده ۴۹ کشور آزمون کردهام. مقاله کامل به زودی منتشر میشود.)
سالهاست بشر برای هر مشکل، راهحلی جداگانه میسازد.
برای فقر، یک راهحل. برای جنگ، راهحلی دیگر. برای آلودگی محیطزیست، هوش مصنوعی، آموزش، اقتصاد، سیاست، سلامت روان و دهها مسئله دیگر نیز هر کدام نسخهای مستقل.
اما یک پرسش ذهنم را رها نمیکند:
اگر همه این بحرانها، تنها نمودهای متفاوتِ یک مسئله بنیادی باشند، چه؟
اگر چنین باشد، شاید به جای هزاران راهحل پراکنده، بتوان به دنبال یک چارچوب مشترک گشت؛ چارچوبی که علت اصلی را توضیح دهد، نه فقط نشانهها را.
این وبلاگ حاصل همین جستوجوست.
در اینجا تلاش میکنم ایدهها، فرضیهها، مدلها، دادهها، نقدها و حتی اشتباهاتم را شفاف منتشر کنم. هدفم اثبات یک باور از پیش تعیینشده نیست؛ بلکه نزدیکتر شدن به حقیقت، هر جا که باشد.
اگر به پرسشهای بنیادین، آینده بشر، علم، فلسفه، پیچیدگی سامانهها و یافتن الگوهای مشترک میان پدیدههای ظاهراً نامرتبط علاقه دارید، خوشحال میشوم این مسیر را با هم طی کنیم.
شاید پاسخ، بسیار سادهتر از چیزی باشد که تصور میکنیم. یا شاید پیچیدهتر.
تنها یک راه برای فهمیدن وجود دارد: پرسیدن، آزمودن و اندیشیدن.
نتشر میشود.