
آماتور به کارگردانی جیمز هاوز فیلمِ سینما نیست. نه سوژهی سینمایی دارد و نه اُبژهی درونیاش، اقتباس از رُمان، به سینما میچسبد. هیجان ایجاد میکند و در مراحلی به دنبالِ تعلیق در درام کشمکش در پرسوناژها میآفریند امّا آنچه ترجیحاًَ بیننده را سرگرم میکند بازیهای هوشمصنوعی و توانمندیهای اطلاعاتیِ یک سازمان است. قبل از اینکه بخواهم دربارهی فیلم حرف بزنم لازم دیدم این چند کلمه را در واکنش به رویدادهای تلخِ روزهای گذشتهی کشورم بنویسم. اول: اینکه ایران خائن زیاد دارد و بسیاری از ضرباتی هم که به کشور وارد میشود از جمله شهادت سردارانی که جانِ ایران بودند از سوی خائنین است. دوم: مگر دشمنانِ ایران در روز چندتا قهوه میخورند که میتوانند هزینهی اتاقِ جعلِ خبرِ رسانههای معاند را بدهند تا با زبانِ فارسی مردم را بر علیه کشورِ خود کوک کنند؟. من واقعاً برای جریانِ اُپوزیسیون و حامد اسماعیلیون، که از شهادت سردارِ ما خوشحال شدند، متاسفم؛ چرا که آنها به عروسکِ سوخته در دستِ دختر ایرانی چُنین واکنشی نشان دادند و به زودی تفاوتِ دشمن، خیانتکار و خودی را خواهند شناخت. اینکه من با خیالِ راحت در خانهام نشستهام و راجع به فیلمی که دیدم مینویسم حاصلِ تلاشِ شبانهروزیِ همان سردارانی است که شماها از شهید شدنشان خوشحال میشوید. بدانید و آگاه باشید: إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا.
و...
مطالعهی کامل این یاداشت در مجله سینمایی برداشت بلند.
ویدئوی مرتبط در کانال آپارات من.